درباره این دو فرشته که به سرزمین بابل آمدند، افسانه هاى عجیبی بوسیله داستان پردازان ساخته شده و به این دو ملک بزرگ الهی بسته اند تا آنجا که به آنها چهره خرافی داده اند، و حتی کار تحقیق و مطالعه پیرامون این حادثه تاریخی را بر دانشمندان مشکل ساخته اند آنچه از میان همه اینها صحیح تر به نظر می رسد و با موازین عقلی و تاریخی و منابع و حديث سازگار است همان است که در ذیل می خوانید:
در سرزمین بابل سحر و جادوگری به اوج خود رسید و باعث ناراحتی و ایذاء مردم گردیده بود، خداوند دو فرشته را به صورت انسان مأ مور ساخت که عوامل سحر و طریق ابطال آن را به مردم بیا موزند، تا بتوا نند خود را از شر ساحران بر کنار دارند.
ولی این تعلیمات بالاخره قابل سوء استفاده بود، چرا که فرشتگان ناچار بودند برای ابطال سحر ساحران طرز آن را نیز تشريح کنند، تا مردم بتوانند از این راه به پیشگیری پردازند، این موضوع سبب شد که گروهی پس از آگاهی از طرز سحر، خود در ردیف ساحران قرار گرفتند و موجب مزاحمت تازه ای برای مردم شدند.
با اینکه آن دو فرشته به مردم هشدار دادند که این یک نوع آزمایش الهی برای شما است و حتی گفتند: سوء استفاده از این تعلیمات یک نوع کفر است، اما آنها به کار هائی پر داختند که موجب ضرر و زیان مردم شد.
متأ سفانه بعضی از مورخان و نویسند گان و حتى بعضی از مفسران در این زمینه تحت تاثیر افسانه های مجعولی قرار گرفته اند و داستانی را که در افواه بعضی از عوام مشهور است درباره این دو فرشته معصوم الهی ذکر کرده اند که:
آنان دو فرشته بودند، خداوند آنها را برای این به زمين فرستاد تا بدانند اگر آنها نیز جای انسانها بودند از گناه مصون نمی ماند ند، و خدا را معصیت می کردند، آنها هم پس از فرود آمدن به زمین مرتکب چندین گناه بزرگ (قتل-زنا-شرب خمر) شدند و به دنبال آن افسانه هاى زيادى ساختند، همه اینها بی اساس و جزء خرافات است و قرآن از این امور پاک می باشد و اگر تنها در متن آیات فوق بیا ند یشیم خواهیم دید که بیان قرآن هیچ ارتباطی با این مسائل ندارد.
هیچکس بدون اذن خدا قادر بر کاری نیست. در آیات فوق خواند یم که ساحران نمی توانستند بدون اذن پروردگار به کسی زیان بر سانند این به آن معنی نیست که جبر و اجباری در کار باشد بلکه اشاره به یکی از اصول اساسی توحید است که همه قدرتها در این جهان از قدرت پروردگار سرچشمه می گیرد، حتی سوزندگی آتش و برندگی شمشیر بی اذن و فرمان او نمی باشد، چنان نیست که ساحر بتواند بر خلاف اراده خدا در عالم آفرینش دخالت کند و چنین نیست که خدا را در قلمرو حکومتش محدود نماید بلکه اینها خواص و آثاری است که او در موجودات مختلف قرار داده، بعضی از آن حسن استفاده می کنند و بعضی سوء استفاده، و این آزادی و اختیار که خدا به انسانها داده نیز وسیله ای است برای آزمودن و تکامل آنها








علاقه مندی ها (Bookmarks)