نقل قول نوشته اصلی توسط اقای نجار نمایش پست ها
سلام فرض کن من اون دختر خانمم
اقایی که اومده به من پیشنهاد اشنایی دادی چی شد که از من خوشت اومد؟ همین طوری دیدی و دلت خواست؟
شما چقدر درامد داری؟ اصلا کار داری؟
سربازی رفتی؟
پول داری عروسی بگیری یا خونه اجاره کنی؟
مطمئنی منو برای عروسی میخوای و فردا دنبال یکی دیگه نمیوفتی؟
من از خانوم هایی که خیلی آروم هستند خوشم میاد و همونقدر هم از خانم های شلوغ و سر صدا کن دوری می‌کنم.ایشون بدون اینکه صحبت کنن آرامش از چهره شون می‌باره و این قضیه آرامش در حین مکالمه هم صادقه.مسئله دوم اینکه در زمانی که تحت نظرشون داشتم ایشون با اینکه چهره و ظاهر خوبی دارند در جمع های پسرونه دانشگاه حاضر نمی‌شن و روابطشون با سایر پسرها خیلی حساب شده و معقوله .
نمی‌دونم قبول دارید یا خیر ولی ظاهر و نوع پوشش خیلی از مسایل درونی رو بازگو می‌کنه.

بحث درآمد:
الان کار ثابت ندارم و برای خودم کار می‌کنم.با اینکه وضع مالی خانواده ام خوبه و کاملا پشتیبان من هستند ولی تمام مخارج دانشگاه آزاد و ریخت و پاش لباس و خوراک ام با خودمه و چون احساس نیاز نمی‌کنم اندازه نیازم درمیارم ولی اگر بخوام سنگین کار کنم تا 3 تومن در ماه هم برام مقدوره.

سربازی:
سربازی نرفتم و اینکه خرداد کنکور ارشد دارم و مطمئن هستم قبول می‌شم(صد البته اگر خدا بخواد) و ادامه میدم.


مخارج اولیه زندگی : خانواده خیلی مشتاق به ازدواج هستند و اینکه اگر برام مشخص باشه مثلا 5 ماه دیگه باید خونه وعروسی بگیرم کاملا آمادگی تهیه اون رو دارم.ولی مسئله اینه که اصلا تمایل به ازدواج در مثلا یک ماه بعد از آشنایی رو ندارم.

بحث تنوع طلبی :
من خیلی سخت از یک نفر خوشم میاد و تا حالا با هیچ دختری دوست نبودم و تا حالا رابطه جنسی نداشتم و دفعه قبلی که یه علاقه ای پیش امد در سن 18 سالگی بود که بر اساس اقتضاء سنی زود گذر بود.یعنی ایشون نفر دوم هستند.
و با توجه به اینکه تِم ملایم مذهبی دارم و در یک محیطی بزرگ شدم که ارتباط با غیر از همسر کاری زشت و غیرقابل قبوله، من هم این روند رو پیش گرفتم.
و جالبه از وقتی این خانوم دیدم سایر خانوم هایی که می‌بینم حتی نصف زمان های قبل من رو جذب نمی کنن و حتی در رویارویی با این خانوم ها سرم رو میندازم پایین و نمی دونم چرا یک حس احساس مسئولیت دارم.