مرسى ناديا جون... بله دقيقا صحبت هاى شما درسته، من خيلى هيجان و شيطنتم زياده... خيلى نسبت به سنم احساسى و بى منطقم (البته نه در همه ى موارد) بيست و هفت سالمه. الان دارم مشاوره ميرم، تا الان يك جلسه رفتم، از وقتى با ايشون صحبت كردم خيلى هيجانى تر شدم
باز الان نسبتا بهترم، چون يه چندتا هدف ديگه براى خودم چيدم به جز ازدواج كه از بس وقتم رو ميگيره كمتر فكرم مشغول ميشه
از دوستان ديگه هم ممنونم، راستش من اصلا شرايطم جورى نيست كه نتونم خودمو كنترل كنم چون نياز جنسى كه خداروشكر نميدونم چرا ذره اى ندارم همه ش نياز عشقولانگى و محبت دارم، فقط مشكلم اينه كه نامزد جان خيلى اهل خدا و پيغمبره يا فكر مى كنه زير ذره بين الهيه كه تا الان اين همه بيرون رفتيم يه چندبارى خودم پيش قدم شدم دستشو گرفتم بعد احساس كردم انگار خوشش نمياد، هى به بهانه هاى مختلف دستشو از تو دست من در مى آورد!
بعد يه مشكل ديگه كه ما داريم و خيلى سواله برام بحث مسائل ماليه، ما هر دفعه بيرون رفتيم بهترين جاها رفتيم همه به حساب اون، من تا الان يه ارزن هم خرج نكردم درسته آيا؟ يه بار تعارف زدم نذاشت حساب كنم، ديگه بحثشو پيش نكشيدم گفتم شكوهش رو تامين كنم، ولى دلم ميسوزه خب براش، جنگه مگه؟
الان يه بحث ديگه پيش اومد كه اونم جاى سوال داره و اينه كه نامزد بنده ولخرجه... مثل ريگ پول خرج مى كنه انگار نه انگار كه واسه اين پول زحمت كشيده شده، من يه چندبارى به روش آوردم، بعد ديدم درست بشو نيست، ميخوام مسائل مالى رو از اين به بعد خودم مديريت كنم، قرار شد از اين ماه بخش زيادى از حقوقش رو بده دست من، كه پونصد تومنش مال خودم باشه و هر طور خواستم خرج كنم و بقيه رو پس انداز كنم، الان درسته كه من هنوز تو دوران آشنايى ازش پونصد تومن بگيرم؟ البته مطمئنا پولشو نميخوام خرج كنم و ميخوام همه رو پس انداز كنم ولى به خودش نگفتم ترسيدم فكر كنه بهش نياز ندارم و بعدا هم ديگه بهم نده! طبق صحبتهاى دكتر حبشى كه گفت طرح نياز كنيد، و اصلا درسته كه بخشى از حقوقش دست من باشه؟ واقعا گيج شدم
- - - Updated - - -
بچه ها جون راستى يه سوال ديگه، خدا يه مادر شوهر قراره نصيبم كنه پنجه ى آفتابدلتون نخواد اينقدر گوگوليه، اينقدر مهربونه، بعد مؤمن در حد لاليگا كه روسريشو هيچ وقت مثلا گره نمى زنه و شبيه اين زنهاى لبنانى مى بنده، اما از بس خوش تيپه كه ماها بايد بريم ازش ديزاين لباس ياد بگيريم، ايشون كه عزيز دل من هست قراره هفته ديگه بره اعتكاف، و به من زنگ زد كه اگه من و مامانم هم دوست داشتيم اسم بنويسيم... مامانم كار داره و نميتونه بياد ولى به من گفت اگه دوست داشتى خودت برو، من تا حالا اعتكاف نرفتم و اصلا نميدونم ميتونم سه روز تحمل كنم يا نه؟ بهش گفتم كه خبرتون مى كنم، ولى خيلى شك دارم، به نظرتون اگه برم و با مادر شوهرم بيشتر صميمى بشم خوب نيست؟ فقط مشكلم اينه كه سه روز اگه دوش نگيرم (نميدونم مسجد دوش داره يا نه) قيافه م به هم مى ريزه و اول زندگى جلو مادر شوهر خوب نيست، ولى بقيه چيزاشو فكر كنم دوست داشته باشم









دلتون نخواد اينقدر گوگوليه، اينقدر مهربونه، بعد مؤمن در حد لاليگا كه روسريشو هيچ وقت مثلا گره نمى زنه و شبيه اين زنهاى لبنانى مى بنده، اما از بس خوش تيپه كه ماها بايد بريم ازش ديزاين لباس ياد بگيريم، ايشون كه عزيز دل من هست قراره هفته ديگه بره اعتكاف، و به من زنگ زد كه اگه من و مامانم هم دوست داشتيم اسم بنويسيم... مامانم كار داره و نميتونه بياد ولى به من گفت اگه دوست داشتى خودت برو، من تا حالا اعتكاف نرفتم و اصلا نميدونم ميتونم سه روز تحمل كنم يا نه؟ بهش گفتم كه خبرتون مى كنم، ولى خيلى شك دارم، به نظرتون اگه برم و با مادر شوهرم بيشتر صميمى بشم خوب نيست؟ فقط مشكلم اينه كه سه روز اگه دوش نگيرم (نميدونم مسجد دوش داره يا نه) قيافه م به هم مى ريزه و اول زندگى جلو مادر شوهر خوب نيست، ولى بقيه چيزاشو فكر كنم دوست داشته باشم
پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)