سلام ساناز جونم
ممنون ازینکه تاپیکمو پیگیری کردی. واقعا ممنونم ازت که با دید منطقی خیلی چیزا رو برام گفتی و از بقیه دوستانم تشکر می کنم.
من جواب رد دادم!
راستش نمی خواستم مدام سایه مادرش تو زندگیم باشه همونجوری که من دوست ندارم همه مشکلاتمو بعد ازدواج به مادرم بگم.
مشکلمم فقط دوست دختر داشتنش نبود اما بعد تحقیق بیشتر فهمیدم همزمان با من به اون خانومم ابراز علاقه می کنه و اینکه من عشق چهارمش بودم!!!!!!!!
طبق حرفای آقای مرسدس فهمیدم واقعا ثبات شخصیت نداشت. قصد بدگویی ندارم اما دیدم الان که اول آشناییه اینجوری می کنه بعد از ازدواج مسلما بدتر میشه چون به رابطه با دختر عادت کرده.من تاپیکای خیلی از بچه هارو اینجا خوندم و 1 جورایی انگار آینده خودمو می دیدم واقعا تو زندگی به 1مرد نیاز دارم که مستقل باشه نه اینکه بخواد مدام واسه تصمیم گیریاش منو مقصر کنه یا از مامانش اجازه بگیره. من نمی تونستم بعد ازدواج تغییرش بدم و باید می ساختم که ترجیح دادم از حالا تموم بشه. بازم ازینکه همراهم بودی متشکرم








علاقه مندی ها (Bookmarks)