مرسی مامان آرشا
شوهرم همون قدر که مهربونه همونقدر هم وقتی عصبی میشه من میترسم ازش. خوندین که بعد از پیامم زنگ زد و با داد و بیداد باهام صحبت کرد.
میگن پل های پشت سرتو خراب نکن شاید امید به برگشت باشه
مثل رابطه منو شوهرم و خانواده هامون شده
اصلا نمیتونم با کسی از خانوادش صحبت کنم
چون رابطه هامون تیره و تار شده
مادرشوهرم هم همونطور که مهربونه همونقدر کینه ایه. وقتی پسرش منو کتک زد این زن یه زنگ به من نزد!!! چون از پدر شوهرم زیاد کتک خورده فکر کنم دلش خنک شده ه ه ه
من دیگه این رابطه رو رهاش کردم مثل شوهرم
اما عجله نمیکنم. چون عجولم همیشه بعدش پشیمون میشم
خیلی دلم میخواد رابطمون درست بشه ولی وقتی به این که اون شمااااااااااااره خانوم توی گوشیش فکر میکنم که کیه میگم ول کن بابا مگه دیوووونه ای حرمتی برای تو و زندگی قائل نشده بهتر از زندگیت بیرونش کنی.
با اینکه مدیر همدردی میگن اصلا به این مساله فکر نکن به هیچ عنوان اما خب سختمه قبول کنین
اگر بیاد طرفم که زندگیمو میسازم اما اگر نیاد دیگه تموم شد من به هیچ عنوان نمیرم و دنبال طلاقمو میگیرم.
فکر کنم نهایتش باید مهریمو ببخشم چون اون میگه طلاق توافقی بگیریم و اگه نبخشم منو بلاتکلیف میزاره و طرفم نمیاد.
میدونین چی الان دلم میخواد؟فقط یه پشتوانه محکم
همه چی روی دوش منه اصلا انگار نه انگار من بزرگتر دارم عین خیالشون نیست.
شوهرم تو یه پیامش گفت تنهای تنهام اما اون تنهایی چه میفهمه...
لینکه تاپیک جدیدم
شوهرم میخواد طلاقم بده
اگر به قابلیت خود در
گرفتن تصمیمات متحول کننده زندگی
نشان دادن شجاعت
یا دفاع کردن از خود
دچار تردید هستید
به یاد داشته باشید:
اگر پرنده ای با بالهای سالم برای مدت طولانی در قفس حبس بماند،
نسبت به قابلیت پرواز خود دچار تردید خواهد شد...
علاقه مندی ها (Bookmarks)