به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Threaded View

  1. #13
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    شنبه 27 تیر 94 [ 02:26]
    تاریخ عضویت
    1394-2-31
    نوشته ها
    322
    امتیاز
    6,682
    سطح
    53
    Points: 6,682, Level: 53
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 99.9%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class31 days registered5000 Experience Points
    تشکرها
    354

    تشکرشده 728 در 228 پست

    Rep Power
    0
    Array
    پسرم غروبی اومد خونه پدرم خانواده م وحشت کردند هی می گفتند خوابیدن می خواد بمونه ؟؟!!!! جلوی همسرم انقدر تابلو بازی در آوردند همسرم ناراحت شد و می گه چطور اون دامادشون 24 ساعت می تونه بمونه من نمی تونم!!!!
    الآن دلم می خواست همسرم نزدیکم بود اما ندارمش فقطم از پشت تلفن و تلگرام و ... ارتباط داریم . گاهی وقتا هم میاد اما پنج دقیقه بیشتر نمی بینمش منم اصلا طاقت دوریشو ندارم خیلی بهش احتیاج دارم

    پسرم مریض شد چون خانواده همسرم صبح زود میرند باغشون و پسرمم با خودشون می برند کلانی زندگی مشکلی دارند و پسرم چون تو راحتی بود چند روز بیشتر نتونست تحمل کنه
    یه مدت بچه های عموش پیشش بودند خاطر جمع بود اما امروز زنگ زد گفت به بابا بگو منو بیاره هر چی هم گفتم بمون نموند
    حالا هم اومد اینجا خانواده م تحملشو ندارند...خواهرم امتحانت دانشگاهش شروع شد... همه بهانه دارند...من کجا رو دارم برم !!!!
    خونه ی بابام با منت هستم ...مگه من گفتم خونه رو نقاشی کنیم؟!!
    تازه همسرمم دلخوره می گه ما خودمون بعد اتمام رنگ کلی کار داریم و خانواده ت نباید بیاند اما بابام می خواد به زور بیاد
    من باردارم و تو شرایط خیلی خطرناکی هستم مادرمم بنده خدا مریضه ... یعنی من چی کار می تونم بکنم ؟؟!! چرا تمامی مشکلات روی هم تلنبار شدند؟؟!!!

    - - - Updated - - -

    یه مشکل دیگه دامادمه !! مرتب خونه ی بابامه چند بار به خواهرم گفتم اما گوشش بدهکار نیست هر روز زنگ می زنه دعوتش می کنه
    بهش می گم ناسلامتی دوران عقدت هستیا یه دو روز نبینید همو چی میشه!!!
    من عروسی کردم مادر یه بچه م از همسرم دورم !!!
    باید جلوش خودمو بپوشونم نمی تونم واقعا خفه می شم (بخاطر وضعیتم اینجوری شدم) بعدش وقتی این هست نمی تونم دراز بکشم...اتاق خوابا هم یکیش واسه خواهرمه و یکیش بابام... من فقط رو مبل می شینمو درد می کشم درد لگن و شکم...تازه من با این وضعیتم دارم به مادرم کمک هم می کنم...دیگه توان ندارم خب منم خسته میشم دیگه... کی باید راحت زندگی کنم ؟ الله اعلم !!
    ویرایش توسط بانوى مهر : چهارشنبه 13 خرداد 94 در ساعت 00:47


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.