من 30سالمه و ارشد رو گرفتم و درام برای پذیرش دکترا اقدام میکنم اگر خدا بخاد
با این آقا کاملا اتفاقی برای کارای پذیرشم آشنا شدم
ایشون خیلی مذهبی هستن و کلا اعتقادی خیلی قوی هستن
من کلا حرفمو نمیزنم اینقدر نمیگم که جمع میشه یک هو قاطی میکنم
نمیتونم عادی ترین نیازهام رو بگم
از گذشتم پرسید فقط عقد دوم رو تونستم کامل بگم که چون شناسنامم هست و اولی رو در حد یک نامزدی کوتاه و گفتم و باز نکردم با اینکه خیلی سوال پیچم کرد
البته خیلی زحمت کشید تا بتونه حتی راضیم کنه جوابش رو بدم
من خدا رو شکر از نظر ظاهری قیافم خوبه
ایشون حساس به حجاب هست با اینکه ایران زندگی نمیکنند اهل نماز و اینه خیلی اعتقادی هست و کلا گناه براش مهم است و دست دادن به نامحرم رو بد میدونی و حساسه
میگه یا مسلمان نباش یا هستی رعایت کن و باهم بیرون میرفتیم خیلی حواسش ریز به کارام بود
البته من نماز میخونم ولی حجاب سر ندارم و معمولی هستم
ایشون گفت ازت میخام خودن اعتقادت قوی بشه و به حرف من نیست
ولی خوب من حساس نیستم به این مورد چون میخام آگاهانه باشه
کیترسم از گذشتم بیشتر بدونه
میترسم بدونه چی گذشت بهم
البته جواب من به ایشون مثبت نیست
من خیلی بیشتر از اینها زمان خواستم
من رفتار بلد نیستم با مرد رو
یا 0 هستم یا یک
حقم رو نمیتونم بگیرم
وقتی یک مرد ناراحته نمیدونم همدردی کنم یا انتظار محبت داشته باشم
رو مسایل مالی تا چه حد انتظار داشته باشم
تا کجاها باید دخالت تو کار مرد کنم
کلا آشفتگی زیادی دارم
خیلی خاستگار برام پیش میاد ولی میترسم از همه این چیزا
البته این آقا فرزند طلاق هستن و کاملا مادرشون آگاهانه برخورد کرد
و مادرشون بهشون گفت که دختر جدا شده و اذیتش نکن
ولی از نظر شرایط زندگی من جلوترم با اینکه ایشون از نظر وضع مالی خانوادگی از ما به مراتب خیلی بالاترن
مرد قوی رو چه طور بشناسم و بتونم بهش اعتماد کنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)