بچه ها کمکم کنید دو روزه با شوهرم دعوا داریم همش ، حدس میزنم مشکل شوهرم با پولیه که بهم داده تا دندونم رو درست کنم ، دو روزه لجم رو درآورده همش میگه تو که میخواستی دیر بری دندونت رو درست کنی میگفتی یه وقت دیگه بهت پول میدادم ، حالا انقدر اعصابم رو خورد کرده با چرت و پرت هاش که دلم میخواد شماره حساب ازش بگیرم پولشو براش بفرستم تا دست از سرم برداره پولش ارزونی خودش ...
انگار بهم اعتماد نداره میگه تو سعی داری منو بپیچونی . فکر میکنه من یه دروغ گو هستم ...
منم فکر میکنم اون یه بچه ننه است که کنترلی رو حرفهاش نداره و یه روز باهام خوبه یه روز بد یه روز میگه تو بهترین هستی یه روزم بدترین ....
در انتخابش دچار تردید شدم نمیدونم عشق و دوست داشتن انقدر برام ارزش داره که در مقابل حرفهاش خوار و حقیر بشم ؟؟؟؟؟
که یه دروغگو هستم که مدیریت زندگی بلد نیستم . که نمیتونم برای خودم تصمیم بگیرم و خیلی حرفهای دیگه که رو دلم مونده و دارم به جدایی فکر میکنم .
این ادم مرد زندگی نمیتونه باشه هنوز بچه است بزرگ نشده .
برای جدایی باید چکار کنم ؟ چجوری خودمو خلاص کنم ؟