دوست خوبم گزیده ای از یک مقاله در سایت آفتاب با عنوان چرا زنان کتک می خوردند را در اینجا می نویسم شاید شما را در مورد علت رفتار نامزدتون به فکر وادارد:

جامع ترین تعریف خشونت علین زنان را چنین عنوان کرده اند: «هر نوع عمل فیزیکی، بصری، کلامی، یا جنسی که زن در زمان وقوع، یا بعدتر، آن را به صورت تهدید یا ارعاب حمله احساس کند، که اثرش ناراحتی یا تحقیر او باشد یا توانایی برقراری تماس نزدیک و صمیمانه را از او سلب کند.»

همسر آزاری مردان، بر همه زنان تأثیر گذار است و میزان خشونتی که نسبت به زنان اعمال می شود. به مراتب بیش از آن است که آمار جرایم و بررسی های رسمی از قربانیان و گزارش های شخصی نشان می دهد. مضروب سازی، ساز و کار و عبارتی برای «کنترل» است. هراسی که زنان از این ساز و کار دارند، فعالیت های ایشان را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. در اکثر موارد، این هراس، ناشی از حمله فیزیکی صرف نیست؛ بلکه انواع رفتارهایی را که مردان به قصد کنترل و ارعاب در پیش می گیرند، شامل می شود. وسعت دامنه کنترل و ارعابی که مردان، بر زنان، اعمال می کنند. تنها زمانی آشکار می شود که آزار جنسی حرکات تهدید آمیز و رفتارهای دیگری را که طیفی از مردان برای مهار همسرانشان ابداع کرده اند در نظر بگیریم.
یک کارشناس ارشد روان شناسی بالینی علل همسر آزاری را، عوامل و تجارب فردی، خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی می داند. ویژگی های روانی مردان همسر آزار، غالباً احساس نا امنی، نا امیدی و افسردگی است و درصد قابل توجهی از این مردان معتاد به مصرف مواد مخدر یا الکل نیز هستند.

دیدگاه سنتی همسر آزاری، مشمول تمام افرادی می شود که در هر معادله ای، زنان زا مقصر در کتک خوردن می دانند. این سنت گرایان معتقدند، بسیاری از زنان، خود مسبب رفتار خشونت آمیز همسرانشانند. بسیاری از آنان معتقدند، زنان به خاطر عدم توفیق در انجام وظایف خود، استحقاق آن را دارند که تنبیه بشوند و مسؤولیت کنترل همسر بر عهده مرد است.

«از وجه اجتماعی، زنانی که مورد ضرب و جرح قرار گرفته اند به دشواری می توانند شکست زندگی زناشویی خود را بپذیرند. آن ها خود را سر زنش می کنند و مسأله را مشکلی فردی می پندارند. به علاوه بسیار ممکن است که خویشاوندان و دوستان زن به او بگویند که گناه وضعیتی که پیش آمده به گردن خود اوست و باید با آن بسازد.»

دکتر سید محمد سیف زاده، حقوقدان، در این باره می گوید: «بیشتر خشونت هایی که در مورد زنان اتفاق می افتد، اولاً به دلیل سیطره فرهنگ مردسالارانه بر روابط خانواده است، ثانیاً زنان نیز توانایی مقابله منطقی با این قضیه را ندارند، شاید اگر از بیش از ۹۰ درصد این زنان سوال شود برای چه ازدواج می کنید، قطعاً خواهند گفت: «برای اینکه تکیه گاه و پناهگاهی داشته باشیم.» سوم آنکه از لحاظ حقوقی، علی رغم صراحت اصول ۱۹ و ۲۰ قانون اساسی که همه ملت ایران یکسان مورد حمایت قانون گذار قرار می گیرند، و نباید رنگ و جنس و نژاد تأثیری در این قضیه داشته باشد. قوانین تصویبی به شدت مردسالارانه و در جهت تضعیف زنان است. حتی گام هایی که اخیراً، از طرف مجلس ششم، برداشته شده است کافی به مقصود نیست.»