نقل قول نوشته اصلی توسط عاشق خانواده نمایش پست ها
سلام به نظر من قسمت مهم این که شما خودت اشتباهاتتو قبول داری، درجه دوم سعی کن از این به بعد برای هر عکس العملی یه زمانی به خودت بده مثلا آگه همیشه بعد از دو دقیقه جواب میدی و عکس العمل نشون میدی حالا بعد از مثلا فرستادن پنج تا صلوات و کشیدن نفس عمیق جواب بده این فاصله باعث میشه بیشتر هم فکر کنی در ضمن اینو بدون با عکس العمل نشون دادن سریع وقار خودتو جلو شوهرت پایین میارین

من هم تقریبا مثل شما بودم تا جایی که همسرم ازم دور شد الان بعد از سیزده چهارده سال زندگی به من گفت باعثش بی احترامی تو به خانوادم بوده، الان سعی در جبران دارم آگه بشه

امیدوارم موفق باشی
ممنون از راهنماییتون
راستش عاشق خانواده خیلی این کارو کردم
صلوات و کمی صبر و این طور راه حلها.
اما تا وقتی کاری که میخوام نشه انگار یه چیزی مثل خوره تو جونم میفته که واقعا آزارم میده.بعد هم اون کار غیر منطقی که میخوااااام رو همه انجام میدیم پشیمون میشم
این حالتم به بابام رفته.طوریکه حتی ما رو کتک میزد
واقعاااااا بعضی اوقات فکر میکنم چه قدر منم دوست دارم الان واسه اینکه شوهرم اشتباهشو بپذیره بزنم تو گوشش!!!!یعنی در این حد
حالا میدونم کا شوهرم اشتباه خاصی هم نیستا.فقط واسه اینکه یک درصد فلان چیز باب میل من نیست
همیشه خودمو بهترین و کاملترین و زیباترین و محق ترین دونستم!میدونم اینطور نیست و سعی میکنم به خودم بقبولونم اما امان از روزی که کس دیگه بخواد اینو بهم بفهمونه.
پریروز هم به خانواده همسرم چیزی نگفتم.کاملا تصنعی میگفتم و میخندیدم.اما به شوهرم گفتم باااااید بریم!یواشکی به خودش
و همه چیزم طوری پیش رفت که همه فکر کردن تقصیر ایشونه که ما میریم!
نمیتونم با صلوات و اینا رفعش کنم