سلام. ضمن تایید سخنان مدیر عزیز میشه به قولی اینچنین گفت که :
عشق مانند نواختن پیانوست. ابتدا باید قواعد رو فرا گرفت ، سپس با قلب شروع به نواختن کرد.
من آزادی عشق رو قبول دارم. اما خداییش چند درصد ما با مفهوم عشق آشنایی داریم. اگر آشنا بودیم عشق رهایی بخش بود نه اسیر کننده.
امروزه خیلی چیزها به جای عشق بر ما مشتبه شده، خودخواهی و خواهش نفس عشق نام گرفته، حسادت و مالکیت گرایی، کمبود محبت، هراس، حتی بیکاری عشق نام گرفته.
ما اگر عاشقی رو بلد بودیم اونوقت میفهمیدیم عشق و احترام ، عشق و گذشت ، عشق و آزادی در تضاد هم نیستند.
به نظرم بی حکمت نیست قلب در قفس (قفسه سینه) محبوسه . چون اگه آزادش بزاری به تباهی متمایل تره تا سازندگی :)))
تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)