سلام اخیش عزیز از اینکه طلاق گرفتید خیلی متاسفم چون من همیشه میگم اخر دنیا یعنی طلاق من عاشق همسر اولم بودم ولی بخاطر اعتیاد و ازار فراوانی که بهم رسوند جدا شدم 8 سال تنها بودم 2 سال اول که بیمار بودم و نمیتونستم فراموشش کنم همه جا سر هر کار و پروژه ای گفته بودم من متاهلم نمیخواستم ساعتی از فکرش دور شم ولی کم کم به خودم اومدم که من باید زندگی کنم سخت بود کنار اومدن با این قضیه و نگاههای سنگین اطرافیان اما من خیلی شجاع و قویم و تونستم با خوندن کلی کتاب راز و معجزه شکر گذاری و موفقیت و... خودمو اروم کنم حتی گاهی به قدری سخت بود که پشیمان میشدم از جداییم و به خودم میگفتم کاش میموندم اما دوباره میدیدم ماندن و ادامه غیر ممکن بود و شاید خودم هم معتاد میشدم برای همین سعی کردم فراموشش کنم سخته اما شدنیه و توی این مدت خواستگارهای زیادی داشتم ولی دلم میخواست اینبار حساب شده تر عمل کنم البته گاهی فکر میکنم یکم عجله کردم برای ازدواج دومم اما خداروشکر راضیم همسرم همه اون شرایط و ایده الهامو داره اگرم مشکلی تو زندگیم پیش اومد تقصیر خودم بود که خداروشکر حل شده فقط من گاهی بد بینی میکنم و اصلا نمیزارم که این بد بینی به رابطمون صدمه بزنه من اصلا غر زدن بلد نیستم و قهر نمیکنم از ادمهایی که این خصوصیاتو دارن هم خوشم نمیاد واسه همینه الان زندگی اروم و زیبایی دارم . و الان اصلا به گذشته و همسر قبلیم فکر هم نمیکنم چون این دوتا ادم زمین تا اسمان با هم فرق دارن و هیچ ادمی کامل نیست همونجوری که من کامل نیستم . الان خداروشکر خوشبختم و برای تو و هم دوستان که این تجربه تلخ رو دارن ارزوی خوشبختی و سعادت و عاقبت بخیری رو دارم









علاقه مندی ها (Bookmarks)