یه چیزی که واقعا توی نوشته های شما بنده راب شدت اذیت میکند اینه که همش تاکید بر این داردی که هرکار یمیکنید بخاطر شوهرتان است!!! خوشتیپ بودن و ورزش کردن و تناسب اندام داشتن که سودش اول برای خود شماست بانو
شوربختانه یک ایارد بزرگی که وجود داره توی زوجین جوان که در اکثرشان هم کاملا مشهوده بیشتر تصور میکنند زندگی متاهلی همانند درس ریاضی و بازار هستش یکقدم یمر یجلو باید طرفت یکقدمب رداره یا شما یه کاری کردی اونم باید انجامش بده مثلا من رفتم منزل مادرش اونم باید بیاد منزل مادر یا خواهر من و خلاصه همینطور بگیر و برو جلو اکثرا هم دوطرف فقط به منافع خودشان فکر میکنند و مخصوصا منافع کوتاه مدت!بخاطر همین موضوع اگر هم یکطرف اقدام کنه به بهبود روابط بین خودش و همسرش بعد مدت کوتاهی ناامید میهش چون هنوز همان تفکر بازاری و کوتاه مدت در وجودش قرار داره یا حتی دوطرف هم بعد رفتن پیش مشاور بازهم با همین مشکل روبرو میشوند چون اصولا هدف زندگی مشترک را گم کرده اند.
هدف زندگش مشترک یعنی دوطرف با تلاش و کوشش همدیگر یک زندگی خوب بسازند از وجود همدیگر لذت ببرند در مشکلات گذشت داشته باشند با هم مهربان باشند انتظار نداشته باشد از یکدیگر اهداف مشترک بلندمدت داشته باشند
سعی کن وقت خوابت را با شوهرت تنظیم کنی وقتی از سرکار به منزل می آیید مقداری استراحت کنید و بخوابید اینطوری باعث میشه مدت بیشتری در آخر شب کنار شوهرتان باشید.و مسئله بعدی اینه که سعی کنید از کنار هم بودنتان لذت ببرید تخمه بخورید میوه بخورید یا هرچیزی که دوست دارید از این فرصت ها بعدها شاید کمتر پیش بیاد.یکم خلاقیت داشته باشید بانو طوری باشه که شوهرتان نسبت به شما مشتاقتر بشوند
اینجاش دیگه به سلیقه خودتان است چون شوهرتان را بهتر میشناسید
وقتی از دیگران انتظار و توقع دا ری دو حالت پیش می آید ، 1 - برآورده میشود 2 - برآورده نمی شود
نتیجه هر کدام از این حالات به نسبت توقعی که داری این است :
1 - وقتی برآورده شود ، خیلی به حالت فرقی نمیکند و احساس درونیت معمولی خواهد بود ، چون انتظارش را داشته ای
2
- اگر برآورده نشود ، سرخورده و غمگین میشوی ، چون انتظار و توقعی داشته ای که انجام نشده .
وقتی از دیگران هیچ انتظار و توقعی نداشته باشی هم
دو حالت پیش می آید :
1 - دیگران در قبال شما وظیفه خود را به جا میاورند یا محبت های خارج از وظیفه بهت دارند .
2 - کاری برای شما انجام نمیدهند و توجه ندارند .
نتیجه آن :
1 -
در حالت اول ( برای بی توقعی ) چون شما هیچ انتظار و توقعی نداشته ای حتی اگر وظیفه ای در مقابلت داشته
اند و به جا آورده اند ،
برای شما لذت بخش است و گویی آنها هیچ وظیفه ای نداشته اند و محبت خاص بهت
داشته اند .
2 -
در شکل دوم آن تاثیر تألم برانگیزی در شما بجا نخواهد گذاشت و شما حال و هوای عادی و معمول را
خواهی داشت و سرخورده و غمگین نمیشوی چون انتظار و توقعی نداشته ای
به نظرت کدامیک آرامش ما را در پی دارد و حتی به ما روحیه ای قوی می بخشد ؟؟
شما در کدام وضعیتی ؟؟
عمل کردن به این توصیه بانو فرشته مهربان باعث میشه بسیاری از مسائل شما خودبه خود حل بشوند.
در مورد موضوع دوم توصیه به مقابله به مثل نمیکنم ولی در اینجور مواقع سعی کنید خودتان را مشتاق نشان ندهید بگذارید طرف مقابل متوجه بشه این عمل شما چقدر باارزشه در اینجور مواقع بگوئید باید ببینم اون زمان میتوانم کمک بکنم یا خیر ولی سعی خودم را میکنم
اگر واقعا احساس میکنی نباید بری خوب نرو شما شاغل هستید میتوانید بگوئید کارهای اداری ام زیاد شده مجبور شدم بیارم خانه و یک موضوعی شما که بقول خودتان وقت ندارید برای زندگی خودتان بگذارید چگونه است میتوانید برای زندگی جاریتان بگذارید؟!!! یعنی الان جاری شما از شوهرتان واجبتره؟!! به این موضوع فکر کردی
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)