سلام باغبان عزیز

نوشته اصلی توسط
باغبان
حالا این همه زحمت کشیدی برام شعر گفتی منم مجبورم از کوپن مقدرات شعری برات هزینه کنم دیگه ، معمولاً خیلی هم زیاد نیست بیست -سی تا بیت تو سال معمولاً ، برای این که یه بیت هم از کوپن شعری ام کمتر بشه!!! بیت یکی مونده به آخرش رو هم از حافظ قرض گرفتم(به اصطلاح صنعت تضمین تو شعر گفته میشه) ، اون خط خطی اونجا حالا این بافتنی هم واسه شما:
دوش آن بلبل شیدا به گل خفته بگفت
این همه نغمه او بود که در دل بنهفت
باغبان، دل نگران بود و به من کرد نوا
که به پاییز گل باغ چه سان خواهد خفت
من ز دوری رخ گل نگران بودم و او
بود عاشق که ز دوری گلش می آشفت
چه بگویم ز نهان خانه سرّ دل او
ز لسان سخن غیب چنین باید گفت
سخن عشق نه آنست که آید به زبان
ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت
رهگذر از کرم دوست سپاس آر بجای
باغبان از دم تو صد گل صد برگ شکفت
علاقه مندی ها (Bookmarks)