با سلام
بنده با دقت خط به خط مصائبی که در ذهن شما ساکن شده اند و شما شرح دادید( از گذشته اتان)، مطالعه کردم.
شما محکم این مصائب را نگه داشته اید و با آن زندگی می کنید. و رها نمی کنید. شما شیفته و عاشق این مصائب هستید، گرچه به ظاهرا از آنها متنفر هستید.
مثال شما مثال کسی هست که یک نایلون متعفن زباله درون خانه خویش دارد. از بوی تعفن آن متنفر هست. لیکن مرتب در مورد آن و اینکه این زباله ها چگونه ایجاد شده است و تقصیر کی بوده است بحث می کند، فکر می کند ، تجزیه و تحلیل می کند و و مرتب با آنها نجوا می کند. عاشقانه در کنار آن زیست می کند. و در مورد آنها حرف می زند و علت یابی می کند. اما به هیچ وجه آنها را سریع بیرون نمی گذارد و از خود دور نمی کند.
اولین گام اینست که شما ارتباط ذهنت و افکارت را با گذشته ای که اکنون متعفن شده است قطع کنی.
بعد آنالیز کن
بعد تجزیه و تحلیل کن
بعد تصمیم بگیرد
بعد بررسی کن.
اولین گامت باید اینطور باشد که اینها را از ذهنت خارج کنید.
همه این زباله های متفعن که توضیح دادید در گذشته ایجاد شده است. و در آن شکی نیست. لیکن اکنون نه خود آن زباله ها که یاد و خاطره و تکرار آنها در ذهنت شما را تحت فشار قرار داده است.
پس تصمیم قطعی بگیر که از آنها فاصله فکری و ذهنی بگیری. نه به آنها فکر کن. نه در مورد آنها حرف بزن.
شما الان نه آن کودک ساده زمان گذشته هستی و نه منفعل .
شما اکنون می توانی به شیوه ای که درست هست زندگی کنی.
مثل همین شیوه قشنگ شما در مشورت گرفتن از دوستان همدردی.
دقت کن و اشتباه نکن. من نمی گویم کسی را ببخش یا ...
بلکه می گویم فعلا آنچه که شما را می آزارد از خود دور کن.
دقت کن
وقتی می خواهی صورت کسی را لجن مال کنی، قبل از آن باید دست خود را به لجن آغشته کنی.
قبل از اینکه بخواهی انتقام بگیری.، نخست باید خودت به هم بریزی و داغون و عصبانی بشوی و بعد سراغ کسی بروی.
پس انتقام به جهت اینکه این زباله متعفن را در شما و ذهنت زنده نگه می دارد، شما بازهم ناچارید با بوی بد آن همراه باشید و این همان است که شما دوست ندارید.
برای شروع خودت را از گذشته و از آنچه در ذهنت به آن می پردازی و آسیب زاست دور کن.
موقتا فکر کن ، که امروز متولد شده ای. بدون در نظر گرفتن گذشته، ببین چه زندگی را برای خود می سازی.
دقت کن.
در زمینی جدید با طرح و برنامه جدیدی زندگی خود را بنا سازی و تازگی را حس کنی.
نمی خواهد سراغ خاطرات کلنگی خود بروید و غصه بخورید.
حیف هست که با غصه به گذشته ، زمان حال خود را هم مثل گذشته آغشته به غم و اندوه و نفرت کنی.
ارزش شما خیلی بیشتر از این است که آسیب های گذشته اکنون شما را هم خراب کند.
تو می توانی لذت زندگی را از اکنون و با جدا شدن از گذشته تجربه کنید.
لینک ذیل در این رابطه به نظرم کمک کننده باشد.
http://www.hamdardi.net/thread-479.html










علاقه مندی ها (Bookmarks)