به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 25 مهر 94 [ 16:52]
    تاریخ عضویت
    1393-9-02
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    1,526
    سطح
    22
    Points: 1,526, Level: 22
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 36.0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    69

    تشکرشده 37 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اینجا تا ادم شناخته میشه و بعضیا بهش برچسب میزنن دیگه بقیه جوابشو نمیدن وگره موضوعی که من گفتم نمیتونست بی جواب باشه

    ******************

    اول یه جوابی بدم به دونفر که توی تاپیکای قبلی کمکم کردن بخصوص یاس پاییزی
    اول اینکه من به این نتیجه رسیدم که شخصیت من برایند دوتا از خواهرام مادرم گاهی پدرم هست
    یاس عزیز من در این مدت خیلی از حرفای شما رو عملی کردم مثلا گاهی توی بحث با مادرم نمیشنیدم و گاهی میشنیدم اما نشنیده میگرفتم و بزرگش نمیکردم
    حتی خوارام که هفته پیش توی ممهمونی بودن بخصوص از یکیشون همه جور حرفی رو نشنیده گرفتم باهاشون بیرون رفتم کنارشون نشستم
    ولی شما نمیدونی خواهر بزرگم چند بار بی دلیل به من گیر میداد اینگار دلش میخواست من له بشم یعنی نباشم از بودنم احساس انزجار و نفرت میکرد دهن که باز میکردم توی مهمونی گیر میداد بهم درحالیکه اشتباه میکرد و حق اینکار رو نداشت.
    یکی از دلیایل رفتارش میتونه این باشه کهاز ظاهر و لباس من خوشش نمیاد.نه اینکه من باز و بی حجاب میکردم .

    شیدا درسته که من حساسم به یک مسئله گیر میدم.سریع بهم میریزم ودیر به حالت عادی برمیگردم ولی مسائلی که میگم مربوط به این دوتا مشکل من ندارن
    مثلا همین موضوع تجسس خانواده خواهرم و بخصوص شوهرش که واقعا کارش وقاحت داره.
    *********************

    درست میگید خطاپوش گرامی . من باید حواسم رو بیشتر جمع میکردم چون خیلی روی وسایل شخصیم حساس هستم البته این باز هم از جرم کسی که میره در کشوی شخصی من رو باز میکنه کم نمیکنه

    خدایی حس میکنم دیگه نیازی به مشاوره اینجا ندارم چون یا برچسب میزنن یا جواب نمیدن
    من خودم میدونم مشکل از سطح فرهنگ و خصوصیات اخلاقی خانواده و فامیلم هست و دیگران رو هم که نمیشه تغییرشون داد . باید هرکسی امور خودشو مدیریت کنه
    در مورد هر کدوم از خواهرام هم باید بجای در افتادن باهاشون سعی کنم روابطمو کم کنم.چون من ادمی نیستم که خودمو مطابق میل خواهرم تغییر بدم

    - - - Updated - - -

    اینجا تا ادم شناخته میشه و بعضیا بهش برچسب میزنن دیگه بقیه جوابشو نمیدن وگره موضوعی که من گفتم نمیتونست بی جواب باشه

    ******************

    اول یه جوابی بدم به دونفر که توی تاپیکای قبلی کمکم کردن بخصوص یاس پاییزی
    اول اینکه من به این نتیجه رسیدم که شخصیت من برایند دوتا از خواهرام مادرم گاهی پدرم هست
    یاس عزیز من در این مدت خیلی از حرفای شما رو عملی کردم مثلا گاهی توی بحث با مادرم نمیشنیدم و گاهی میشنیدم اما نشنیده میگرفتم و بزرگش نمیکردم
    حتی خوارام که هفته پیش توی ممهمونی بودن بخصوص از یکیشون همه جور حرفی رو نشنیده گرفتم باهاشون بیرون رفتم کنارشون نشستم
    ولی شما نمیدونی خواهر بزرگم چند بار بی دلیل به من گیر میداد اینگار دلش میخواست من له بشم یعنی نباشم از بودنم احساس انزجار و نفرت میکرد دهن که باز میکردم توی مهمونی گیر میداد بهم درحالیکه اشتباه میکرد و حق اینکار رو نداشت.
    یکی از دلیایل رفتارش میتونه این باشه کهاز ظاهر و لباس من خوشش نمیاد.نه اینکه من باز و بی حجاب میکردم .

    شیدا درسته که من حساسم به یک مسئله گیر میدم.سریع بهم میریزم ودیر به حالت عادی برمیگردم ولی مسائلی که میگم مربوط به این دوتا مشکل من ندارن
    مثلا همین موضوع تجسس خانواده خواهرم و بخصوص شوهرش که واقعا کارش وقاحت داره.
    *********************

    درست میگید خطاپوش گرامی . من باید حواسم رو بیشتر جمع میکردم چون خیلی روی وسایل شخصیم حساس هستم البته این باز هم از جرم کسی که میره در کشوی شخصی من رو باز میکنه کم نمیکنه

    خدایی حس میکنم دیگه نیازی به مشاوره اینجا ندارم چون یا برچسب میزنن یا جواب نمیدن
    من خودم میدونم مشکل از سطح فرهنگ و خصوصیات اخلاقی خانواده و فامیلم هست و دیگران رو هم که نمیشه تغییرشون داد . باید هرکسی امور خودشو مدیریت کنه
    در مورد هر کدوم از خواهرام هم باید بجای در افتادن باهاشون سعی کنم روابطمو کم کنم.چون من ادمی نیستم که خودمو مطابق میل خواهرم تغییر بدم

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 28 اسفند 94 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-5-13
    نوشته ها
    333
    امتیاز
    8,314
    سطح
    61
    Points: 8,314, Level: 61
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 29.0%
    دستاوردها:
    Social5000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    1,080

    تشکرشده 816 در 264 پست

    Rep Power
    85
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط shabnam22 نمایش پست ها

    درست میگید خطاپوش گرامی . من باید حواسم رو بیشتر جمع میکردم چون خیلی روی وسایل شخصیم حساس هستم البته این باز هم از جرم کسی که میره در کشوی شخصی من رو باز میکنه کم نمیکنه
    دنبال مجازات نباش اینبار گلم ..اولویت مهم تر آرامش خودته... حرف های خطا پوش و کارهایی که پیشنهاد داده خوب بود .. هر آنچه لازم بود گفت به جز یکی...


    خدایی حس میکنم دیگه نیازی به مشاوره اینجا ندارم چون یا برچسب میزنن یا جواب نمیدن
    یعنی دوحالت بیشتر نداشته ؟! این سوال برام پیش اومد: من جزو کدوم دسته بودم؟!

    دیگران رو هم که نمیشه تغییرشون داد . باید هرکسی امور خودشو مدیریت کنه
    در مورد هر کدوم از خواهرام هم باید بجای در افتادن باهاشون سعی کنم روابطمو کم کنم.چون من ادمی نیستم که خودمو مطابق میل خواهرم تغییر بدم
    خیلی خوبه که قدم های اول رو برداشتی... خوشحالم از این بابت ... امیدوارم ادامه بدی و قطع نکنی و بگی تا همین جا کافیه !!
    یعنی این تبدیل بشه به ویژگی تو ... دخترخانومی قوی که با هرحرفی و هر اتفاقی بهم نمیریزه .جایی که لازمه گوش میده (برای بهتر شدن ) و جایی که لازمه نشنیده میگیره (برای آرامش داشتن)...

    این ثبات و آرامش داشتنه که مارو به انجام کارهای خیلی بزرگ توانمند میکنه...
    اگه دستخوش هر باد و گردباد و و طوفانی نشیم (اشاره به مشکلات کوچک و بزرگ) میتونیم زندگی خوبی بسازیم...

    این موردی که براش تاپیک زدی به مانند همون گرد باده .. اگه خودتو بکشی بیرون و کنار وایسی فقط حرکتشو تماشا میکنی و آسیبی بهت نمیزنه امــــــــــــــا اگه توش بمونی و بخوای خودتو درگیرش کنی فکر میکنی نتیجه چی میشه ؟!

    ****************************
    *من یادمه یک جمله خوندم : هر كس رابطه اش را با خدا اصلاح کند،خداوند رابطه او را با مردم اصلاح خواهد نمود.*

    سر این حرف من چهار روز تمام فکر کردم که یعنی چی این ؟! اون چهار روز دغدغه ام این بود ...الانم هست...

    دو سه تا از موارد نتیجه گیری من تو اون چهار روز:

    - وقتی معیار و وسیله سنجش کارهات یک واحد مشخص باشه نه حرف و رضایت مردم (چرا که هر کس یه چیزی میگه و اغلب هروز یه چیزی میگن!! ) ، ثبات و آرامش رو پیدا میکنی...
    چیزی که تو زندگی مردم گم شده و به اشتباه دنبال یه چیزای دیگه میگردن ...

    - وقتی تنهایی و هیچ آدمی همراهت نیست ،خدا که هست،
    اونکه گفته هروقت خواستی باهام تماس بگیر... ماییم که فراموشش کردیم...

    - وقتی ادمها به یک درجه از اخلاص در عمل میرسن دیگه خود بخود ادمها جذبش میشن و دوستش دارن...


    من سعی میکنم پیوسته اینهارو لحاظ کنم...و هرروز بهتر از دیروز بشم...

    ***************************

    * هدفت رو بگیر و دنبال کن*

    امیدوارم بهت ...میتونی موفق بشی گلم

    من همینجا تاپیک زدم در مورد کار و آخرش تقریبا همونی شد که میخواستم و با هدفم سازگار بود الان یه کار چهار ساعته پیدا کردم که ویژگی هایی که براش تو اون تاپیکم گفته بودم داشت و حتی تعیین کرده بودم تا مهرماه سرکارم برم الحمدالله از فردای روز تولدم شروع بکار کردم ...
    از کتاب "حکایت دولت و فرزانگی" یادگرفتم که برای چیزی که میخوام زمان درنظر بگیرم و تلاشم رو انجام بدم به قدر و اندازه ظرف زمانی که درنظر گرفتم ...این مانع از کم کاری و تنبلی و سستی شد...
    اگه تونستی بخون کتاب کم حجمی هم هست...

    - خیلی جاها بهم ثابت شده هر آنچه خواهی (خیر،خوبی) ، میشود.


    هدفمند باشی همه رو تحت تاثیر خودت قرار میدی... برای همین میگم علاقه هات رو دور ننداز... رویاهاتو فراموش نکن که اگه اینها رو نداشته باشی چیزی نداری و زندگی تلخ و ناگوار میشه....

    *** در مورد روابط و کمیت و کیفیت ارتباط هم تاپیک قبل اشاره کردم در حد یه جمله بود بهش نپرداختم ولی دختر باهوشی هستی خودت گرفتی مطلبو ...فعلا تو این اوضاع و احوال ،برای تاثیر گذاری کمترشون میتونه مفید باشه...

    ********************************

    یه مطلبی هست از تمام مدتی که همراه تاپیکات بودم میخوام با کمک تصویر سازی بهت بگم امیدوارم منظورمو خوب برسونم و بدردت بخوره:


    یک سالن و تالار گردی رو تصور کن دور تا دورش درهایی با اندازه های مختلف هست که تک تک ، مسائل کوچیک و بزرگ تو هستن ...(برا من کنار همون درها و دیوارش قفسه کتاب داره کتاب خیلی دوس دارم!)هرکدوم از درها در مواقعی باز میشن ...زمانش مشخص نیست( مسائل زندگی ما تو هرلحظه امکان داره اتفاق بیفتن،قابل پیش بینی نیست)
    تو هردری باز میشه (مشکلی بوجود میاد) سریع میری سمتش...

    حالا اگه بجاش وسط سالن یا تالار ،یک صندلی در نظر بگیری ترجیحا صندلی چرخون باشه بشینی روش. ..1 یا چند دور بچرخی ....
    همه درهارو (مسائلت رو) ببینی ...
    کدومش بزرگتره کدوم کوچیکتره...
    بعد تصمیم بگیری سمت کدوم بری و وقتت رو صرف کدوم بکنی...
    اونی که کوچیکتره و شامل مسائل جزیی تر میشه اگه بری سمتش و بهش بپردازی چه اثری داره؟!
    در مقابل به اونیکه بزرگتره و اصلی تره بپردازی چقدر تفاوت و تغییر ایجاد میشه ؟!




    و سخن پایانی اینکه بعد از همه این حرفها تو تمام تاپیکات ... اگر فکر میکنی موضوع اصلی و اولویت دارت خانواده و اطرافیانت هستن به مشاور خانواده و اگه میخوای از خودت شروع کنی به یه روانشناس خوب مراجعه کن چون تخصصی تر بهت راهنمایی میدن...




    من بشخصه تا جاییکه از دست من برمیاد هستم....

    اما تصمیم گیرنده،انتخاب کننده و عمل کننده تو هستی گلم....
    ویرایش توسط یاس پاییزی : پنجشنبه 23 مهر 94 در ساعت 03:20

  3. کاربر روبرو از پست مفید یاس پاییزی تشکرکرده است .

    shabnam22 (پنجشنبه 23 مهر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تجسس در رابطه، خوب یا بد؟
    توسط Wishbone در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 17 بهمن 94, 02:01
  2. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 19 دی 94, 15:17
  3. تجسس: آره یا نه؟ یا تحت چه شرایطی؟
    توسط THEN در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 28 شهریور 88, 23:05

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.