ممنونم از نظرتون خاله قزی عزیز ما راجع به درامد و نحوه ی خرج کرد خونه هم با هم صحبت کردیم قرار شد من 1 سال اول زندگی رو سرکار برم فقط تا بقولی استارت زندگی بخوره و یه کمکی برای ایشون بشه بعد گفتن دیگه احتیاجی به سرکار رفتن من نیست و قرار بر این شد که هر دو حقوقمون رو بیاریم خونه خرج کردها رو حساب کنیم و مابقی هر چی موند پس انداز بشه تو یه حساب و گفتن تو زندگیمون پول من پول تو نداریم هر چی هست مال جفتمونه و زندگی مشترک هستش هرچی داریم مال هر دومون هستش .البته مادرهامون هم باهم تا حدودی در ارتباط اند من با خواهر ایشون و خواهر خودم و اقا بیرون رفتیم همینطور با مادرم خونشون رفتیم برای آشنایی بیشتر در واقع به جز پدرامون بقیه اعضای خانواده با هم ارتباط دارن و همو میبینیم و قرار شد بعد از صفر اگر مشکلی نبود بیان برای رسمی کردن این قضیه ولی من به خاطر تجربه تلخی که داشتم همش افکار منفی میاد سراغم و نمیدونم باید چه تصمیمی بگیرم البته این اقا خیلی به من ابراز علاقه میکنن و به من میگن تا اخر عمرم مثل کوه پشتتم ولی بازم میترسم .








علاقه مندی ها (Bookmarks)