سلام دوستان دیشب خودش بهم گفت که میخواد چله نشینی کنه روزه بگیره و نماز بخونه و توی این چهل ر وز قرآن رو یه دور بخونه اینم بگم که من اصلا مذهبی نبودم میدونستم خدا هس اما نمیدونستم صدامونو میشنوه یعنی میدونستم ها ولی ایمان قبلی نداشتم اما توی این یکسال خدا یه جاهایی به دادمون رسیده که به هر کی میگم باورش نمیشه!
حالا از من خواسته توی این چله نشینی کمکش کنم اونم جوری که من به نیت اون قرآن بخونم و همسرم هم به نیت من نماز و قرآن بخونه میگه تنها راه آرامش روح تو این مدت که از هم جداییم نزدیک شدن به خداس این جسم نوک تیز و این نگرانی ها فقط زمانی که از هم دوریم وجود داره وقتی با همیم اصلا یه آدم دیگه اس شاد و سرحال خوشخواب و خوش خوراک
بازم من خیلی خیلی نگرانشم
ما با هم قرار گذاشتیم که طی سال همه حرفمون رو توی یه دفترچه مینویسیم و روز سالگرد ازدواجمون بهم هدیه میدیم تا الان که یکسال گذشته من یه دفترچه از درد و دلای همسرم دارم و اون هم یه دفترچه از من داره
توی این دفترچه هیچ وقت به چیزی اشاره نکرده که من کاری کرده باشم که اونو ناراحت کرده باشه در حدی که اینقدر آشفته بشه من این دفترچه رو بارها خوندم اما نتونستم چیزی از توش در بیارم که به این نوع پیاماش ربط داشته باشه
من 24 سالمه و همسرم 31 سالشه تحصیلاتمون هم لیسانس هست
من بچه اول از یه خونواده 4 نفره و ایشون بچه سوم از یه خونواده 9 نفره








علاقه مندی ها (Bookmarks)