دیشب موقع خواب خیلی خوشحال بودم احساس رهایی میکردم احساس میکردم خوب شد راحت شدم آدمی بود که به شدت معنقد به مرد سالاری بود ومن چون خیلی دوسش دارم فکر میکردم مشکلی نیست
اما صبح که ازخواب بلند شدم انگار غم دنیا رو سرم آوارشد یه سر به اینجا زدم وقتی دیدم یه نفر به فکرم بوده و برام پست گذاشته یه کم آروم شدم
آقا کاوه از ته قلبم دعا میکنم هرچی از خدا میخواید بهتون بده
ممنون که پا به پام اومدید شاید اگه امید دادن شما نبود به تماس گرفتن ایشون ( هرچند امید واهی بود) من همون یکی دو روز اول زنگ میزدم اینطوری بیشتر خورد میشدم روش خوبی بود درمورد من
شما میفرمایید فراموش کن منم میگم میخوام فراموش کنم این آدم رو با این شخصیت
اما چرا تحقیرم کرد میتونست خیلی بهتر این رابطه تموم شه این خیلی آزارم میده
میدونم مدیران این سایت مخالف همچین روابطی هستن
اما برای منی که تو خانواده ام رسم نیست تا با کسی محرم نشدی باهاش چندین ماه بری بیرون صحبت کنی حتی ما نامزدی قبل از عقد که صیغه محرمیته نداریم ومن هم ازدواجم سنتی بود و بدون شناخت... فکر کردم خودم اینباربه شناخت برسم
و رابطه ام هم کاملا کنترل شده بود بدون هیچ تماس فیزیکی یا حرفای آنچنان و خارج از چارچوب از این بابت الان هیچ عذابی ندارم
الان میخوام این آقارو فراموش کنم اما یه مشکلی دارم
آقای کاوه گرامی ممنون میشم راهنماییم کنید
یک بار که من با ایشون رفتیم یک پارک بسیار زیبا تا صحبت کنیم ایشون یک دفه گفتن که عکس بگیریم من خیلی با بی میلی نمیدونم چرا نتونستم اون لحظه قاطع جواب بدم
اما بعدش گوشیو گرفتم و به بهانه اینکه قشنگ نیست میخواستم پاک کنم که ایشون بهشون برخورد و گفتن که من هم تو اون عکس هستم!
ازاون موقع همش عذاب میکشیدم اما چیزی نمیتونستم بگم چون ازنظر ایشون کاملا مسخره به نظر میومد این جور بودن من
ایشون هم آدمی نیستن که عکسی رو خودشون پاک کنن روز آخربهم گفت که دیگه به ازدواج باهات فکر نمیکنم اما میتونیم هم چنان دوستای خوب باقی بمونیم
الان اصلا دلم نمیخواد دست همچین ادمی عکسم بمونه بهم برخورده نمیخوام عکسم و داشته باشه
میخوام پیام بدم که پاک کنه نمیدونم چطوری ازش بخوام








علاقه مندی ها (Bookmarks)