سلام ممنون از پاسختون من ٢٥ سالم و پزشك هستم همسرم هم ٣٠ ساله و پزشك هستن مادرم حس مديريت دارند من پدرم رو از دست دادم هي مادر ميگويند من هم جاي پدر و هم جاي مادر شما هستم ميگويند اگر شما دوباره باهم باشيد پدرت از تو خيلي ناراحت ميشه و من و همه فاميلا ودوستان ترا ترك ميكنيم
من ميدونم همسرم يسري مشكلات بزرگ داره مثلا اينكه فعلا داره تخصص ميخونه و تا ٤ سال ديگه نميتونه كار كنه كل زندگي ما با حقوق ناچيز من ميگذره و اينكه خانوادشون هيچ كمكي به ما نميكنن و وقتي عصباني ميشن سر هر موضوعي من رو فحش ميدن و بددهني ميكنن اين دفعه هم كه به طرز وحشتناكي من رو زدن و وسايل خونه مادر رو شكستن حتي براي اشتي هم كه اومدن خونمون با مادرم درگير شدن و بددهني ايجاد شد و متاسفانه هيچ حرمتي باقي نمونده
به مادرم هم حرفي ميزنم عصباني ميشن ميگن تو لياقت همون زندگي بد رو داري