ممنئن از همه که راهنمایی کردین
شرایط سختیه خیلی در فشارم از اسیب روحی ااین اتفاق چون باور کردنی نیست
خودمم باورم نمیشه
از روی شانس من یا بهتر بگم کمک خدا اصلا تا به حال گوشی من زنگ نخورده یعنی بخاطر اینکه محیط کار من انتن نمیداده بعدا از روی اس ام اس های تماس های از دست رفته متوجه شدم ایشون 20-25 بار زنگ زدن به من
بعد هم اس دادن که در رابطه با مشکل ماشین میخواستن راهنماییم کنن و شمارمو از رو گوشی خواهرم حفظ شدن
این یعنی خواهرم در جریان نیست
من میخواستم زنگ بزنم خونه خواهرم و بگم از شوهرش بپرسه کاری بامن داشته که گفتم شاید اینجوری خواهرم اذیت بشن
من رفتارم ازروی ترس نیست بخاطر اینه که خواهرم شک نکنن به همسرشون یا اذیت نشن وگرنه نه من کم سن هستم و نه اینکه نااگاه
شوهر خواهر من هم تحصیلکرده و با ایمانند
واقعا نمیدونم چی باعث شده یهو نغیر مسیر بدن
تا حالا تماس مستقیمی نبوده که بخوام قاطع جواب بدم نمیخوام کار به اونجا هم بکشه چون حرمت دارن خونوادم برام
اینم که خودمو زدم به نفهمیدن از بی عرضگیم نیست لطفا درک کنید یه سری حرمتها نمیخوام بشکنه
میگم شاید طرف بعد دو سه بار خودش بفهمه چ اشتباهی کرده اگه حس کنه من کلا نفهمیدم شاید بهتر باشه اون موقع
اینم که یکباره بگم ابروتو میبرم انگار ابروی خواهر خودمو بردم اینکار عجولانه نیست؟
باور کنید دنبال راه حلیم که هم به درد الان بخوره هم اینده
خواهر من دوتا بچه داره رفت و امد داریم نمیخوام جوری بشه پدر مادرمم اذیت بشن یا قطع رابطه بشه
و اینکه من چون میدونم اگه الان جلوی این رفتار گرفته نشه اسیب جدی میزنه قبل جدی شدن از شماکمک خواستم
اینم اضافه کنم وقتی ازم پرسید ایمیلتون هنوز همون قدیمیه من گفتم اره اما پشت سرش گفتم اما اخیلی وقته چک نکردم و پسوردش یادم نیست
تو ذهنم گفتم اگه چیز بدی باشه میتونم بگم کلا ایمیلمو باز نکردم و پسوردش یادم نبوده
اخه چند روز بود حس میکردم یه جور دیگه حرف میزنن
خواهشا پیشنهادهایی که میدید احساسی نباشه
من یه خونواده دارم
تا حالا همه با هم خوب بودن همه چیز حرمت داشته خونوادم و بچه هاشون برام عزیزن
دل اونا غصه هاشون برام مهمه
نمیخوام چیزی این بنیانو بپاشه از هم...









علاقه مندی ها (Bookmarks)