با سلام خدمت جناب " اثر راشومون" گرامی
ممنون از پاسختون،
در خصوص بخش اول پاسختتون باید بگم من راستش یکبار اون هم نه بصورت مستقیم بلکه صرفا جهت اطلاع از دیدگاه فرد مقابلم سوال کردم اون هم بدین صورت بود که داستان زندگی واقعی ای تعریف کردم بعد ایشون در خصوص اون زندگی نظرشون و اعلام کردن نه اینکه به من روک گفته باشند بعد از ازدواج شون قصد ازدواج دوباره دارند، ایشون فقط کار مرد داستان و تایید کردن مرد داستان هم بسیار مذهبی بودن و برای تامین مالی خانمی بدون اطلاع همسرشون ازدواج کرده بودن و.... ( یک جورایی بحث سر داستان زندگی اون فرد بود و دیدگاه هامون و مطرح کردیم )
بعد اینکه شرایطشون هم اینگونه بود که اولا خودشون اصلا منو انتخاب کرده بودن و با وجود مخالفت خانواده و بنده همه و راضی یه خواستگاری کرده بودن برای همین من این فرضیه شمارو مبنی بر اینکه خواستن بنده پاسخ منفی بدهم و نمیتونم بپذیرم حالا البته درسته که بحث سر ایشون اصلا نیست ایشون از نظر من کلا موضوع شون به دلایل دیگری منتفی شد ولی خب تجربه ای برایم موند چون خودم اینطور تصور کردم که ایشون درست زمانی دیدگاه واقعیشون و گفته بودن که از جانب من خیالشون راحت شده بود، ورگرنه قبل ازاین و اوایل آشنایی ایشون حرف هاشون کاملا با دیدگاهشون بعد از مدتی تقریبا بعد از اطمینان از جانب نظر بنده البته از نظر خودشون فرق داشت.
حالا اصلا موضوع بحث من ایشون اصلا نیستن چون شما مطرح کردید بنده خواستم رفع سوتفاهم کنم، البته بنده خدا از نظر روحی و روانی هم سلامت هستند فرض دومتون هم فکر نکنم درست باشه، ایشون فقط دیدگاهشون و نسبت به زندگی تعریفی من بیان کردن نه اینکه واضح ندونند نگرانی های بدهی یک خانم چی هست و خودشون نسبت بهشون بی تفاوت نشون بدهند اتفاقا آخر بحث هم گفتند تو یکیش موندن چه برسه به دوتاش ولی خب این مسله در اعماق ذهن من به عنوان یک تجربه موند که بد نیست این بحث و با باقی خواستگارام هم داشته باشم منتها زمانی مطرح کنم که کمی جلسات جلو رفته باشه و تقریبا جوانب زیادی بررسی شده باشه و جلسات جدی تر شده باشه، تا طرف مقابلمم احساس راحتی بیشتری در ییان دیدگاه واقعی خودش داشته باشه.
در خصوص مشاوره هم ممنون، از این بخش اطلاع نداشتم ممنون از اطلاع رسانیتون.








علاقه مندی ها (Bookmarks)