سلام پادشاه
اوضاع خوبه؟
به همدردي خوش آمدي دوست من.
-------------------------
اگر بخوام بگم دركت ميكنم و يه سري شعار بدم، گزافه گفتم.
ولي فكر ميكنم شرايطي كه شما داري، كم يا زياد در همه جوانان نسل ما وجود داره.
اينكه بخواهي بگي تو از همه پايين تري، من قبول ندارم.
همين كه الان به كامپيوتر و اينترنت دسترسي داري، سالم هستي، رفاه زندگي شما در حدي بودكه نتوني به زور ديپلم بگيري، الان داري به لطف تلاش هاي خودت ارشد ميگيري، نكاتي هست كه به ساده گي نبايد از كنارش گذشت. اشخاصي رو ميشناسم كه همين مواردي رو كه گفتم، ندارند.
به عنوان سند ميتونم رجوعت بدم سر چهار راه ها، ساعت يازده شب، دو تا كودك هفت هشت ساله، با چهره اي معصومانه از تو تقاضاي خريد گل يا چيز ديگر ميكنند!
-------------------------------
دوست من اول شما بايد چيزهايي رو كه داري رو قبول كني. بايد به آرامش ذهني برسي. خدا رو بابت همين موارد شاكر باشي. ( اينكه ميگم شاكر باشي رو پايين توضيح ميدم) وقتي قبول كردي شرايط شما همين هست به آرامش ذهني ميرسه و از داشته هاتون لذت ميبري. از كوچكتري مسائل لذت ميبري.
سپس در كمال آرامش ميتوني براي زندگي ات تصميم بگيري.
اون تصميم ميتونه، دستفروشي باشه، يا مهندس يه شركت معتبر! بسته گي به خودت داره، اين كه ميگي كار نيست رو من قبول ندارم، كار هست، ما نيستيم ( منظورم رو گرفتي)!
-------------------------------
در مورد ازدواج، من از وقتي اومدم همدردي، متوجه شدم دختران براي زندگي بيشتر از پسران تلاش ميكنن.
به اين مطلب توجه كن:
من دختري هستم، كه پدر و مادرم از شدت فقر، به ما در روز يك وعده غذا ميدهند، پدرم براي خرج زندگي ما، از 6 صبح به بيرون از خانه ميرود و يازده شب به خانه بازميگردد. با اين حال از زندگي مان راضي هستيم.
راستش را اگر بخواهم بگويم، من هميشه سعي كردم سربار خانواده نباشم، تا الان بدون هزينه در مراكز دولتي درس خواندم و الان ليسانس دارم، مي خواهم به سر كار بروم تا كمك خانواده ام باشم.
ولي تنهام. دلم همسر ميخواهد، آيا شخصي حاضر است با من كه حتي توان تهيه جهاز در سطح خودمان ندارم ازدواج كند؟ حاضرم اگر مرد مناسبي باشد، از زير صفر با او شروع كنم. دوشادوش او به ساختن زندگي بپردازم و .................................................. .................................................. ......................
دوست من، براي هر شخصي همسر متناسب با او وجود داره. اگر شما نري براي ازدواج اقدام كني، اين خانوم كه برات توضيح دادم، با كي ازدواج كنه!؟!؟
--------------------------------
پيشنهاد:
از ايده آل گرايي و روياپردازي فاصله بگير
براي زندگي ات برنامه بچين
به توانايي هايي كه داري اعتماد كن( تو ميتوني دوست من)
به داشته هاتون رضايت بده.
تمام تلاش ات رو براي ساختن بكن.
همسر تو نياز به مردي با انگيزه و توانگر داره.
----------------------------
پ . ن1:
در مورد شكر خدا، بايد بهت بگم چند وقت پيش من به مهماني رفتم كه يك جوان بسيار خوش تيپ خودنمايي ميكرد. قبل از ورود به مهماني از ماشين bmw سري 5 خودش پياده شد، سيگار كنار لب خود رو بيرون انداخت و با دو گوشي آيفون و يك بسته سيگار بووووووووق به داخل مجلس آمد. من كه با چنين شرايطي غريبه بودم، توجه بسياري به اين جوان كردم.
از صحبت هاي او متوجه شدم، حرفي براي گفتن ندارد، صبح ها ساعت 10-11 از خواب بيدار ميشود، به زعم خودش يك چرخي ميزند، و بعد براي صرف نهار و خواب بعد از ظهر، به خانه بر ميگردد. از ساعت 5 غروب تا 2 نيمه شب هم به گشت و گذار مشغول است.
دورغ نگم قبل از شنيدن، صحبت هايش، اندگي به حالش غبطه خوردم. ولي به سرعت از رفتارم پشيمان شدم. از خدا عذر خواهي كردم، چرا كه خدا مرا در شرايطي قرار داده كه به بهانه نياز، تلاش بيشتري بكنم، بتوانم مفيد تر باشم.
حال انتحاب با شماست!
پ.ن2: تا حالا دست فروشي كردي؟
جواني رو ميشناسم كه از فرط فقر، با فقط صد هزار تومن، شروع به دست فروشي ميكنه، و براي تهيه جنس صبح به تهران ميرود و بعد از طي مسافت 150 كيلومتر، به شهر خودش باز ميگردد، تا اجناس را بفروشد، ساعت نزديك يازده است و او تمام جنس ها را فروخته است. مبلغ 150 تومن پول دارد، سريع به تهران رفته و تا بعد از ظهر با خريد اجناس جديد، به شهرش باز ميگردد، ساعت 7 است و او تمام جنس هايش را فروخته و 220 تومن









علاقه مندی ها (Bookmarks)