هلنا جون ممنونم از اینکه راهنمایی کردی،ولی من خیلی کارا کردم واسه اینکه شوهرم جذب خونه شه،حتی شده از خواسته هام گذشتم تا به خواسته های اون برسم،فضای خونه رو شاد میکنم لباس قشنگ می‌پوشم غذاهای جدید درست میکنم و حتی خیلی وقتا بدون مناسبت سولپرایزش میکنم،کل کل که اصلانمیکنم ،کلا شخصیت خیلی آرومی دارم،اما بازم به بهانه های مختلف میره پایین مثلا میگه من به بابام سر میزنم که وقتی از دنیا رفت پشیمون نشم که چرا بهش محبت نکردم و پیشش نبودم،منم میرم خونه مادر شوهرم ولی خیلی وقتا اون دوست نداره من اونجا باشم.نمازم میخونم حتی روزانه قرآن دعا میخونم حتی مادرشم اهل نماز هست،راجع به خونه هم باید بگم پدر شوهرم وضع مالیش خیلی خوبه ولی از اون دسته آدما هستن که به هیچکس نمیگن چی دارن چی ندارن..چند بار از دهن مامانش پریده که دوتا خونه به اسم شوهر من هست ،بعدش که از شوهرم میپرسم که حقیقت داره یا نه جواب درستی نمیده .من به یکی از اشناهامون که تو سازمان مسکن کار میکنه سپردم ته و توش و در آوردم گفت بله حقیقت داره،خونه به اسم همسرمن ثبت سیستم هست اماخانواده همسرم واسه اینکه ما رو تحت کنترل داشته باشن جلوی من از گفتن حقیقت تفره میرن،اتفاقا چند مدت پیش بهش گفتم بیا از این خونه بریم که مستقل باشیم ،اما اون میگه اینجا خونه خودمه کجا بریم خودمون و اجاره نشین کنیم،میگه مگه مستقل نیستیم.من حق هیچ اعتراضی ندارم