سلام دوست عزیز captive
من به خاطر شرایط کاریم در شهر دیگه نزدیک به شهر خودمون کار میکنم و یا روز و یا شب به طور اقماری دور از خونه هستم. رفتارش باعث شد که شک کنم و وقتی که تلفن رو کنترل کردم متوجه شدم در روزها و شبهایی که نبودم تماس های زیادی داشته و ... شرح حال ماجرا دیگه نیازی نیست به جز اینکه بیشتر منو افسرده میکنه. فقط همین بس که نهایت سو استفاده رو از اعتماد شریکش کرد. ایشون برادر ندارند. ولی مادر و پدرش از ماجرا با خبر شدند. مادر که ندیدم واکنش خیلی بدی داشته باشه ولی پدرش شنیدم که دایم گریه میکنه.
مشکلات فعلی من با ناهنجاریهای پسرم شدت گرفته. واقعا برام سخت شده ارتباط باهاش. همش پرخاشگری میکنه و میگه داغون شدم. جالبه که مادرش هم زیاد ناراحت نیست از وضعیت تنها فرزندش . مثلا مادر بزرگش بهم زنگ زده که پسرت یک ساعت گریه میکرده و از حال بد خودش میگفته . گفتم مادرش چی میگفت . جواب داد اون خواب بود.!!!!!








علاقه مندی ها (Bookmarks)