سلام.از اتفاقاتی که افتاده واقعا متاسفم.
این مسائل چندبعدی هستندنباید بعدا نتیجه گیری های احساسی وخودسرانه بگیرید چون اول ازهمه این نتایج باعث میشه نگرش خاصی در شما تولید بشه وخود اون باعث رفتارهای اشتباه میشه.به عنوان مثال حس قربانی شدن ومظلومیت باعث میشه یه جاهای خاصی سفره دلت رو باز کنی واز طرف همون افراد مجددا آسیب ببینی...حس قضاوت شدید و مشابهت گیری دیگران با شریک قبلیت باعث میشه دربعضی موارد همسر طلاق گرفته نوعی از خیانت یا هنجار شکنی رو برای انتقام گرفتن وتخلیه روانی خودش پیش بگیره که این آسیبهاش به مراتب بیشتر از گذشته ست.
فاش ساختن دلیل طلاق یکی دیگه از مسائل آسیب زاست که هم آسیبش به بچه میخوره هم به خودت هم به خانواده ها.این درحالیه که تو مجدد با کسی دیگه ازدواج کنی اگر حتی یک درصد هم احتمال بدی سالهای آینده حتی رجوع کنید باز این فاش سازی آسیب جدیش به خودتونه.پس به هیچ وجه دلیل طلاق رو فاش نکن هزاران دلیل دیگه میتونی بگی با یه دستی زدن افراد حاشیه ساز منفعل رفتار نکن.
اما در مورد خودت کاهش زیاد عزت نفس در این موارد طبیعیه وبهتره روی این کار کنی
مدیریت وپدربودن برای پسرت در این شرایط خاصتر میشه .چون هم باید پدرش باشی هم جلوبقیه آسیبها رو بگیری معمولا فرزندان طلاق از حس ترحم افراد دورتر خوششون نمیاد از طرف دیگه نباید پدرومادری که حضانت رو به عهده میگیره برای اینکه بچه زیاد سمت اون یکی نره بدگویی کنه.بجاش اهمیت آینده رو بهش بگو واینکه میخوای کمکش کنی در آینده موفق باشه.
پــ.ن؛هر توافقی شما کردید یه طرف اما دلایل واضح ویقین اوری ندیدم که برای جدایی به دلیل خیانت حضوری کافی باشه .منظورم این نیست بحث رو بشکافی.به هرحال الان جدا هستید
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
ویرایش توسط ammin : پنجشنبه 06 اسفند 94 در ساعت 16:00
علاقه مندی ها (Bookmarks)