17- خوبی و "خیر" جایی معنا دارد که بدی و "شر" باشد.
برای مثال:
شما برای این که به یک کور مادرزاد بگویید سیاه چه رنگیست، باید او سفید را دیده باشد تا سیاه را درک کند.
او گرچه تمام عمر خود رنگ سیاه را دیده اما درکی از سیاه هم ندارد چون رنگ دیگری را ندیده تا این دو را با هم مقایسه کند و معنی سیاه را بفهمد.
اگر خداوند فقط خوبی را در دنیا قرار میداد، چون ما چیزی برای مقایسه خوبی نداشتیم، پس معنای خوبی را هم نمیفهمیدیم و بسیاری از صفات خداوند مثل رحمانیت و رحیمیت و ... را درک نمیکردیم.
به طور خلاصه:
سیاه جایی معنا دارد که سفیدی باشد،
تری جایی معنا دارد که خشکی باشد،
راست جایی معنا دارد که دروغ باشد،
راحتی جایی معنا دارد که سختی باشد
و خوب جایی معنا دارد که بدی باشد
و برای این که معنای "خیر ها" را بفهمیم باید ناچارا "شر" هم خلق میشد
.










علاقه مندی ها (Bookmarks)