نقل قول نوشته اصلی توسط ابی اسمان نمایش پست ها
سلام سال نو مبارک.

خودتون فکر نمیکنید شاید بخاطر جو خانوادتون باشه؟که مثلا اونها خیلی کم ارتباط اجتماعی داشته باشن و شما هم ارتباط صحیح رو بلد نباشید

بنظرم به اعتماد بنفس ربط داره.یه حالتیه انگار حس میکنی بقیه شاید دوست نداشته باشن باهات حرف بزنن،شاید اصلا از تو خوششون نیاد!نخوان مثلا بری سر میزشون بشینی.
من اینارو تجربه کردم.
یک جمله مامانم بهم گفتن برای خودم خیلی جالب بود.گفتن من هرجا میرم حس یکنم همه دوستم دارن و از هم صحبتی باهام خیلی لذت میبرن.واقعا هم همنیطوریه.

باید از یک جایی کلا افکار دیگران راجع به خودتو بزاری کنار..اینکه یه روزی با یکی از دوستات که فکر میکردی خیلی جورین بحثی داشتی که احساس کردی واقعا اینهمه سال اعتمادت الکی بوده.اینم تجربه کردم.یکی از دخترای فامیلم که خیلی هو جور بودیم!!

دقیقا بگید بنظر خودتون ریشه اش کجاست؟
خانواده محیط یه اتفاق در گذشته یا ..؟
سلام
سال نو شما و همه دوستان سایت همدردی مبارک
یجورایی ریشه در همه این چیزایی که گفتید داره. هم خانوادم خیلی ارتباطات کمی داشتند. هم اعتماد بنفس کمی دارم و همینطور که گفتید حس میکنم بقیه شاید دوست نداشته باشن باهام باشن ولی دلیل اینکه دوست ندارند باهام حرف بزنند اینه که کم حرفم و تو ارتباطمون من اصلا حرف نمیزنم یعنی یجورایی یک توهم و بدبینی نیست که بگم بقیه کلا ازم خوششون نمیاد