سلام
اول از همه پوزش میطلبم اگر از حرفام ناراحت شدید!! من قصد جسارت نداشتم،
راستش حالم خیلی بد بود، الان حدود 1 ماه از این اتفاق میگذره، هنوزم دارم غصه میخورم متاسفانه؛ ولی خیلی منطقی تر شدم نسبت به این قضایا... توی این مدت خیلی با خودم فکر کردم و مشکل اصلی و در واقع مقصر اصلی رو خودم دونستم ( به قول شما ساده لوح) در این واقعیت شکی ندارم دیگه، نباید احساسی برخورد میکردم ، الان که یکم به خودم اومدم رفتم دوباره تاپیک شما رو خوندم و دیدم کاملا حق با شماست...
الان به این نتیجه رسیدم دوستی های قبل ازدواج باعث میشه به خاطر اون عادت و حسی که پیش میاد ادم چشماشو رو همه چی ببنده،
امیدوارم خدا کمکم کنه راه درست رو برم
از معرفی کتاب سپاسگذارم، حتما در اولین فرصت تهیه میکنم.
بازم عذرخواهی میکنم بابت تاپیکم و از اینکه
یه پسر تو شرایط شما انقدر خط قرمز برای خودش و برای احترام به طرف مقابل داره واقعا جای خوشحالی داره، کاش ادم های با وجدان مث شما زیاد بشه . موفق باشید...
علاقه مندی ها (Bookmarks)