به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 27

Threaded View

  1. #23
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 22 اردیبهشت 02 [ 23:36]
    تاریخ عضویت
    1393-10-26
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    15,299
    سطح
    79
    Points: 15,299, Level: 79
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 91.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    526

    تشکرشده 1,129 در 328 پست

    Rep Power
    103
    Array
    سلام. شب بخیر و ممنون از دوستان

    ممنون نو عروس عزیز.مرسی که باهام همدردی کردی.بله شاید ایشون بین من و اون عشق قبلیش(حالا واقعی یا دروغین) گیر کرده بوده.امیدوارم مشکلی هم که شما در موردش تاپیک زدین حل بشه و زندگی شیرینی رو تجربه کنید.



    ممنون شیدای عزیز که دوباره واسم نظر گذاشتین.جمله آخرتون بامزه بود و خندم گرفت.



    ممنون آقای dariush233. من قبلا پستهای خوب شمارو تو تاپیکهای دیگه خوندم .نظرات خوب و روانشناسانه ای میدین.

    درسته شاید از دید دیگران واکنش من در قبال رفتار اخیر اون آقا خیلی افراطی بود ولی واقعا اون لحظه نتونستم خودم رو کنترل کنم و جلوی گریه ام رو بگیرم(البته باز جای خوشحالی هستش که اون گریه در خفا بود و اون آقا چیزی متوجه نشد).قبول دارم باید روی خودم کار کنم ولی در کل تجربیاتی که از آشنایی ها و خواستگاریها و گاها برخوردهای نامناسب از بعضی آقایون یا خونواده هاشون داشتم یجورایی پوست کلفتم کرده و الآن که خودم رو با چند سال پیش مقایسه میکنم می بینم تو این زمینه ظرفیتم بالا رفته.قبول دارم باید انقد اعتماد به نفس من درونی بشه که واسم اهمیتی نداشته باشه که هدف اون آقا از این کار اخیرش چی بوده و فکر کنم سخت ترین قسمت داستان ،همین قویتر کردن اعتماد به نفسه.


    من تا قبل از تماس اخیر این آقا تا حد زیادی اون رابطه رو فراموش کرده بودم و حتی وقتی ایشون دوباره پیام دادن و اون حرفهارو زدن منم دقیقا مثل شما بهشون گفتم مگه قراره هر آشنایی به ازدواج منجر بشه؟ما هم دیدیم تو زمینه هایی با هم توافق نداریم و رابطه رو تموم کردیم (اینارو تو پیام یجورایی با اعتماد به نفس و غرور می نوشتم در حالیکه واقعا از نظر روحی به هم ریخته بودم اون لحظه).



    ممنون از نظرتون آقای Ehsankhan.بله شاید ایشون میخواستن من رو شبیه دختر قبلی در بیارن.




    ممنون آقای اثر راشومون که به تاپیکم سر زدین.
    در مورد پیشگویی نوسترراشومونسیباید عرض کنم که من به خاطر شغلم دو تا سیمکارت دارم که هر دو شماره رو خونواده و فامیلا دارن.چون یه قسمتی از شغل من آموزش تو یه سری دوره ها برای کارآموزان هستش هر کدوم از کارآموزا که شماره ام رو بخوان شماره دومم رو بهشون میدم.به این آقا هم شماره دوم رو داده بودم(البته میدونستن من دو تا سیمکارت دارم ولی فقط شماره دومم رو داشتن) . برای اینکه ایشون ممکنه بعد از اون قضیه دوباره برگردن و بخوان کار بچگانه شون رو توجیه کنند و با یه سری حرفای جدید دوباره اعصاب من رو به هم بریزن من کلا از تلگرام سیمکارت دومم، بلاکشون کردم و امروز صبح اون گوشی رو خاموش کردم تا پیامی ازشون نگیرم. و به کارآموزا هم میگم سوالی داشتن ایمیل بزنن.


    شماره شون رو از سیمکارت اول هم حذف کردم تا هی نرم چک کنم که آنلاین هستن یا نه.وقتی میخواستم شماره شون رو حذف کنم تو یه سایت جوک بودم که اتفاقی یه جوک بامزه خوندم که نوشته بود یه مرضی هستش به اسم "برم اکانتش رو چک کنم تا اگه آنلاینه حالم بد شه" اون لحظه فهمیدم که منم دچار این مرض شدمو برای حذف شماره اش مصمم تر شدم، از صبح به این ور هم چک نکردم آنلاین بودنشون رو.خوشبختانه یا متاسفانه من حافظه فوق العاده ای دارم طوری که اکثر شماره ها و اسامی و چیزایی از این قبیل به راحتی تو ذهنم می مونه و شماره این آقا هم انقدر رند بود که امیدوارم یهو دچار عود اون مرض نشم و نرم چک کنم که ببینم آنلاینه یا نه.


    البته درسته من ایشون رو از تلگرام بلاک کردم ولی ایمیلم تو سایت سازمانمون هست یا ایشون آیدی من رو تو یکی از شبکه های اجتماعی دارن.یه جمله ای هست که میگه، تو این زمونه بعد از کات شدن یه رابطه ، طرف مقابل رو از چند جا بلاک میکنی ولی باز یه راهی پیدا میکنه بیاد یه چیزی بگه و بره.



    بله کاملا متوجه منظور شما از توصیف فضای ذهنی اون آقا شدم و ممنونم بابت اینکه از دید یه آقا این قضیه رو روشن کردین.
    در مورد ضایع شدنش جلوی خونوادش بله شاید حدس شما درست باشه چون تو اون جلسه ای که من، خواهر و پدر و مادر ایشون حرف میزدیم خواهرشون به من گفتن ما به برادرم هی اصرار میکردیم ازدواج کن ولی قبول نمیکرد تا اینکه اومد در مورد شما به ما گفت و ما فهمیدیم لابد این خانم خیلی با کمالات هست که باعث شده برادرم تصمیم به ازدواج بگیره.


    در مورد نگرانیم از بابت همکارا هم این دو نفر همکاری که گفتم بنا به دلایلی بعد از تعطیلات عید فعلا نیومدن سرکار و قراره از شنبه هفته آینده بیان.قبل از تماس مجدد این آقا هم من تقریبا نگران قضاوت همکارام در مورد خودم بودم و تماس مجدد اون آقا باعث شد این قضیه واسم پررنگ تر بشه و پیش خودم بگم این رابطه نه تنها به ازدواج منجر نشد فقط اسم منو سر زبون چند نفر انداخت.ولی خودم رو این جوری توجیه میکنم که بالاخره من که نباید تو پستوی خونه با یه نفر آشنا بشم حتی تو آشنایی های سنتی هم دو نفر باید چند جلسه با هم بیرون برن(البته من قبلا هم شده بود با خواستگارام بیرون برم برای آشنایی بیشتر ولی کسی مارو ندیده بود شایدم دیده بودن من اونارو ندیده بودم) و ممکنه چند نفر آشنا منو ببینن اونم تو شهر کوچیک ما و چاره ای جز پذیرش این مساله نیست.



    ممنون از آرزوی آرامشی که واسم داشتین.من نسبت به اون شب حالم خیلی بهتره و این رو مدیون راهنمایی و نظرات تک تک دوستان همدردی از جمله شما میدونم.


    بله حرفتون رو قبول دارم نباید به خاطر بالا رفتن سنم تن به هر ازدواجی بدم.ولی هر از گاهی فشار تنهایی و حرفای اطرافیان آدم رو دپرس میکنه و باعث میشه این فکرها بیاد سراغش.

    بازم ممنون بابت وقتی که اختصاص دادین و نظرات خوبتون رو در اختیارم گذاشتین.
    ویرایش توسط آی تک : سه شنبه 17 فروردین 95 در ساعت 00:33

  2. 4 کاربر از پست مفید آی تک تشکرکرده اند .

    dariush233 (سه شنبه 17 فروردین 95), maryam240 (جمعه 20 فروردین 95), اثر راشومون (سه شنبه 17 فروردین 95), بارن (سه شنبه 17 فروردین 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. راهنمایی جهت انتخاب یک دختر خانم از میان گزینه های معرفی شده
    توسط سینای تنها در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 27 بهمن 96, 13:48
  2. عاشق بازیگر ایرانی فیلم سینمایی شدم
    توسط sajjadfox در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: دوشنبه 31 خرداد 95, 02:05
  3. آیا جدایی گزینه مناسبی است؟
    توسط sheydaee در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: پنجشنبه 03 مرداد 92, 20:57
  4. رهایی از گزینش؟؟؟؟
    توسط setareh در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 03 دی 90, 22:48
  5. چه خانمهایی را نباید به عنوان همسر خود برگزینیم؟
    توسط حنان در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد ازدواج
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 08 شهریور 89, 13:31

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.