سلام و منم ممنونم ک شما تو پستت ی اشاره هایی میکنی تا ما متوجه بشیم حرفهامونو میخونی!!!!
راستش به وسط های پست اخرت ک میرسیدم (به شوخی ها) میخواستم بگم برو خودتو از دست این زندگی ک نه از دست این مردگی خلاص کن ولی دیدم نه!اصلا حال شوخی نداری واقعا مثل این شکلک میزنی مانیتورو خورد میکنی!!!!
خیلی متاسف ومتاثر شدم واقعا میگم .یکم حق داری شاید واقعا ما نمیتونیم درکت کنیم. شاید اگه ما خانواده تو رو داشتیم اصلا دیگه الان شخصیتمون افتضاحی بود برای خودش .ولی تو خیلی خانومی خیلی هم محبت داری و...
ی چیزهایی به ذهنم رسید ک انجام بدی و لی دیدم خودت ک از نزدیک شرایط و درک میکنی، همه چیزو میبینی، فکرت اینه ک نمیشه. خب پس دیدم نمیشه حتما .دیگه چرا با حرفهای بی فایده (جسارت به دوستان نباشه خودمو میگم) وقتتو بگیریم. نه؟؟
راه حلی نیست دیگه. جو متشنج ک درست نمیشه. موقعیت ها داره از دست میره تو محل ک ...امید به اینده نیست.
نمیشه پدر رو ک عوض کرد.(میگن کسی ک تو چاه باشه رو چطوری میتونی نجات بدی؟ این طوری ک ی طناب بندازی بعد اون طرف سر طناب رو ازت بگیره . ولی وقتی پدر نمیخوان عوض بشن!!!)و...خیلی چیزها ک خودت میدونی ما واقعا نمیفهمیمت!!!
برای همین ک دیگه دیدم هیچ راهی نیست برگشتم سر عنوان تاپیک.
ببخشید نظرمو میگم ولی خب پرسیدی میگم : به نظرم بله افسرده میشی ادم توی ی بن بست جهنمی باشه تازه خیلی خوبی ک تا حالا هیچیت نشده
حرف اخرم :
خدا بهت صبر بده (میخواستم شکل گل بذارم برات ولی دیدم حالشو نداری ازم نمیگیری دستم دراز میمونه گذاشتم تو جیبم!!!)









علاقه مندی ها (Bookmarks)