با سلام و احترام
احساسات دو لایه دارد یک لایه زیرین یا درونی که در اثر گذر زمان و شناخت حس پیدا می کنیم و یک لایه زبرین (بیرونی) که تحت تاثیر جو و جاذبه رخ می دهد و فقط یک تب و هیجان است. بسیاری از دلدادگی ها که یکباره شدت می گیرد و داغ می شود اون لایه زبرین (رویی) هست که اصلا قابل اعتماد نیست. با توجه به اینکه فرمودید "هیچ تناسبی از هیچ لحاظی نبود... هرگز به ذهنم هم خطور نمیکرد که حسی در من به وجود بیاد" به نظرم شما شیفته هیجان اون ارتباط شدید. معمولا افرادی که زندگیشان یکنواخت و تکراری است می خواهند یک ارتباطی که غیر قابل پیش بینی است رو شروع کنند و به نوعی ماجراجویی می خواهند بکنند و تفاوت ها که تازگی و ذوق ایجاد می کند فضای یکنواخت و خسته کننده را به هم می زند. علت احساس نیاز به این نوع رابطه ها هم خانواده های یکنواخت و کسالت بار و بدون تفریح و هیجان است. هیجان است که جریان می دهد به زندگی. اگر هیجان کاهش پیدا کند در ذهن و هوش ما مشکل پیدا می شود و ذهن ما خاموش می شود. ما به شدت به هیجان نیاز داریم. فرد با توجه به آن که می داند هیجان این جور رابطه ها خطر دارد ولی احتیاج روحی آن است و تمایل داره بره سمت اون. اگر هیجان های سالم برای جوان فراهم نشود تمایل به هیجان های فاسد پیدا می کند. اگر هیجان فرد از طریق درست ارضا شده باشد (مثلا ورزش) قطعا هیجان های فاسد رخ نخواهد داد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)