به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 اردیبهشت 96 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1395-3-04
    نوشته ها
    150
    امتیاز
    2,234
    سطح
    28
    Points: 2,234, Level: 28
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    78

    تشکرشده 156 در 94 پست

    Rep Power
    33
    Array
    یک روز به دوستم تماس گرفتم مهمان داشت متوجه شدم سختش هست صحبت کند بهش گفتم بعد تماس میگیرم اونم با صدای بلند و خوشحالی تمام گفتش بابااینا خونه ما هستند

    خلاصه منم ناراحت شدم پیش خودم گفتم حالا چی میشد جوابم را میدا د چند روز بعد برام تعریف کرد گفتش پدر شوهرم خونمون بوده

    ومن میخاستم با این کارم احساس راحتی کند و به ایشان احترام بگذارم

    همیشه احترام بزرگترها را نگه دار برای بقای زندگیت بخصوص پدر ومادر همسرت

    وقتی ناراحتی سکوت کن که بهتر جواب میدهد

  2. 2 کاربر از پست مفید اسما@ تشکرکرده اند .

    Shadi2 (پنجشنبه 20 خرداد 95), هلیاجون (دوشنبه 17 خرداد 95)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 شهریور 96 [ 08:55]
    تاریخ عضویت
    1394-11-10
    نوشته ها
    64
    امتیاز
    1,871
    سطح
    25
    Points: 1,871, Level: 25
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    3

    تشکرشده 13 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array

    New 2 از دست پدرشوهرم چه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    سلام بچه ها
    طاعاتتون قبول باشه

    بچه ها من واقعا موندم دیگه شنبه خانواده همسرم رو برا افطار دعوت کردم خونمون
    اومدن
    دلمه سالاد اولویه و سوپ و فرنی درست کرده بودم
    خلاصه افطار کردنی پدرشوهرم هیچی نخورد نون و پنیر یه فرنی همین
    به بقیه چیزا لب نزد من و همسرم گفتیم چرا چیزی نمی خورری گفت ماه رمضون نمی تونم چیزی بخورم ((درحالیکه چندبار افطاری رفتیم خوب خورده ))

    اینو بدونین پدرشوهرم اداهایی داره مثلا خودشو وسواس نشون میده
    چندبارم خونه خودشون شده غذا درست کردم مثل فلافل چون دیده دارم با دستم کار میکنم نخورده گفته دوست ندارم
    درحالیکه بعد مدتی دخترش درست کرده و با اشتها خورده


    خلاصه دیشب دوباره رتیم خونشون حسابی داشت سوپ میخورد خیلی عصبی شدم جوری که بدنم می لرزید بعد همسرم به مامانش گفت بابا امروز سوپ میخوره دستپخت حاج خانومشو میخوره
    بعد گفت دیشب میگف چیزی نمی تونم بخورم
    مامانش گفت نه نمی خوره بعد من نتونستم خودم رو نگهدارم گفتم نه اون بخاطر این که دستپخت من بود نخورد بعد مادرشوهرم گفت نه بخدا چیزی نمی خوره
    از اون ور خواهر شوهرم گفت نه دیدی که اون رو آشم نخورد گفتم اون روزم بخاطر اینکه از اش من نخوره اونم نخورد
    آخه از قضا اون روزیکه مادرشوهرم آش درست کرده بود منم اش اماده کرده بودم بردم یه کاسه پایین
    مادرشوهرم افطاری رفته بود
    بقیه بودن اما هیچ کدوم حتی ذره ای از اش من نخوردن خیلی ناراحت شدم
    خودم و همسرم خوردیم
    بعد به همسرم گفتم خیلی دوس داشتم از اش منم بخورن اما نخوردن گفت مامان می خوره اصلا انگاری ایشونم نخورده بودن

    تصمیم داشتم بپرسم از مادرشوهرم که خورده یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    بچه الان چیکار باید بکنم با این همه حرکات ناپسند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    در موردش حرفی بزنم یا نه ؟؟؟؟؟؟؟

    چیکار کنم ؟؟؟؟؟


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.