والا من که خودم قصد انصراف از همین ارشد رو هم دارم و حوصله درس ندارم چه برسه به دکتری.
اینو گفتم که نظر خانوادمو انتقال داده باشم.
تو کارشناسی هم خواستگارای خوبی داشتم. هی بهم گفتن تا درس داری نه. بعد کع فارغ التحصیل شدی شرایط بهتر پیش میاد. اگه ارشد بخونی شرایط بهتر پیش میاد و از این حرفا..... و اتفاقا هر چه زمان پیش رفت کیفیت و تعداد خواستگارا هم کمتر شد. یعنی دقیقا با این بخش از زندگی من بازی کردن. 1 مورد رو هم که دو سال براش جنگیدم آخرش نذاشتن بشه.
توی فامیل ما دخترها با آدم های سطح بالایی ازدواج کردن. گرچه دخترهایی بودن در سطح خودم. و شاید من از بعضی لحاظ ها جز زیبایی بالاتر از اونا بودم.
احتالا خانواده من هم (و البته خود من اگر قصد ازدواج کنم ) دوست داریم کسی باشه در سطح فامیل خودمون. و با اینکه این هم اتاقیم خیلی دختر خوبیه ولی فکر میکنم فرهنگ کلی متفائته. اشاره ام به کوچیکی شهرشون هم به همین معنی بود.
منظورتون از انعطاف در مسیر جدید چیه؟ یعنی اگر قصد کنم ازدواج کنم چقدر میتونم درست پیش برم و برای یه زندگی خوب تلاش کنم و هدفگزاری کنم براش؟؟؟
نمیدونم واقعا. من زیاد حالم دست خودم نیست. گاهی خیلی بدم. اکثر اوقات بدم. و گاهی هم حالم خیلی خوبه و کلی برنامه و هدف پیدا می کنم.
ولی در کل فکر میکنم خیلی به طرف مقابلم بستگی داشته باشه.









علاقه مندی ها (Bookmarks)