سلام الان چند ماهی از ایجاد این تاپیک میگذره

خیلی پستی وداشتیم متاسفانه بلندی نداشتیم
خیلی ساختم و سوختم
راستش دیگه انگاری برام رفتاراش عادی شده یا شاید عادت کردم
دلم میخواد بشینم باهاش حرف بزنم اما اون راه نمیده از خونشون هم بیرون نمیاد

تلفنی هم که بدش میاد!!


الان مشکلم اینه منم دوست دارم بهانه گیری کنم
لااقل دعوامون بشه تا هر چی سرم اورده رو بهش بگم اما متاسفانه دعوامونم نمیشه که نمیشه

منم بهش پیام دادم"""سلام محمد جان ازت یه سوال میپرسم بهم مثل همیشه راستشو بگو نمیخوام زورکی بهم.بگی دوستت دارم چون میدونم بهم عشق و علاقه ای نداری اما بهم بگو چرا از من متنفری """"



طبق معمول جواب نداد

ساعت پنج زنگ زدم یه 40 ثانیه صحبت کردم بهاهاش و قطع کردم
بعدش پیام دادم
محمد انگار دوست نداری من بهت زنگ بزنم من دلم به همین روزی یه بار که زنگ بزنم و صداتو بشنوم دلم خوش

جواب نداد
احساس میکنم ازش متنفرم اما دلم براش تنگ میشه و بهش زنگ میزنم همش میخوام بهش زنگ نزنم اما نمیتونم فقط روزی یه بار بهش زنگ میزنم در حد یک دقیقه باهاش صحبت میکنم

چکار کنم واقعا دلم میخواد طلاق بگیرم و راحت بشم اما نمیتونم راه به جایی ندارم