abs عزیز سلام من یقین دارم که آرامش از همه چیز مهمتره اما ما داریم زندگی میکنیم زنده ایم به چیزایی نیاز داریم تا از روزمرگی درمون بیاره درسته که اگه آدم دلش با خدا باشه و به اون توکل کنه مشکلات زندگی براش آسونتر میشه اما یه صبر ایوب میخواد که یک عمر از خواسته هات بزنی چون همسر من کار دولتی نداره کار آزادش بد نیست اما بگیر و نگیر داره و روال زندگی ما تقریبا یه چیز مشخصیه من رفتم سرکار تا حداقل نگران هزینه ها و مخارج خودم و آینده دخترم نباشم اما به قول شما شاید باید ولش کنم و به همون روال قبلیم ادامه بدم
نیلوفرجان ممنون که وقت گذاشتی حرفتون روتایید میکنم همسرم چون دیده تا حالا از پس کارا براومدم و از لحاظ مالی مستقل شدم احساس خطر کرده با اینکه سعی کردم عادی مثل قبل رفتار کنم هیچ توقع و منتی براش نداشته باشم اما اون اینجوری فکر نمیکنه .هررووز که دخترم بهانه میگیره و نمیخواد مهد بره عذاب وجدان میگیرم شوهرم هم طلبکارانه باهام رفتار میکنه نمیدونم همه خانومایی که سرکار میرن همینطورن یا فقط من؟؟؟ البته اینم بگم من و شوهرم قبل از اینم اختلاف فکری ،فرهنگی و عقیده ای داشتیم و زندگی خیلی آرومی نداشتیم اما بهتر از الان بود