

اندکی توضیح:
چند تا مساله در خصوص این دو تا عکس هست که شاید جنبه ی آموزشیش برای خانواده های ما مفید باشه؛ اینا به ذهن من می رسه:
اول- اهمیت کار کردن برای نوجوانان و اینکه به اونا اجازه داده بشه حس استقلال رو بچشند و لذت کسب درآمد رو در سنین مناسبش داشته باشند. متاسفانه جوانان ما خیلی راحت تا مرز 30 سالگی به بهانه های مختلف بی کار توی خونه نشستند؛ هر چند همه جوره فشار اقتصادی رو خودم حس می کنم اما دلیل نمیشه که دست از تلاش بردارم.
دوم- هر چند هم که قدرتمند و پولدار باشید کار کردن از هر نوعش ننگ و عارنیست.
سوم- همراهی و همدلی والدین با فرزندانشون در داشتن یک شغل موقتی (تابستانه) که تو عکس اول داریم میبینیم که این خودش میتونه یه الگوی تربیتی مناسب باشه.
چهارم- بعضی از مشاغل در عین سادگی ولی چون روابط زیادی با دیگران داره میتونه باعث رشد مهارتای اجتماعی فرد بشه مثل همین گارسونی و فروشندگی در رستوران! این نشون میده که ساده ترن کارها بهتر از هیچ کاری نکردنه.
امیدوارم جوونای ایرانیم به خودشون بیان و کار کنند . متاسفانه به خاطر فساد فراگیر، عده ای هم که به منابع ثروت متصل اند پول های کلان در میارند( حتی در سطوح خیلی پایین به لحاظ قدرت) و همین باعث سر خوردگی و پوچی برای عده ی زیاد دیگه ای شده . ولی این نباید برای ما مهم باشه ما در هر لحظه باید راه خودمون رو پیش بریم. هنر اینه که کسی بتونه تو این شرایط گلیم خودش رو از آب بیرون بکشه.
متاسفانه امشب تاپیکایی رو دیدم که افراد افسرده و ناراحت نشستند کنج خونه. باور کنید اگر بیاید بیرون می تونید کار کنید انتظار نداشته باشید یه گوشه بشینید حالتون هم خوب باشه.
دوستان اگر نکته ی دیگه ای هم به ذهنشون میرسه ممنون میشم در اختیارمون بگذارند.
امیدوارم هیچ کس دست از تلاش بر نداره.
من دیوانه چو زلف تو رها میکردم / هیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود
ویرایش توسط m.reza91 : پنجشنبه 11 شهریور 95 در ساعت 22:44
علاقه مندی ها (Bookmarks)