نقل قول نوشته اصلی توسط اسما@ نمایش پست ها
سلام
از همسرت نگفتین ایا راضی هستن شما تحصیل کنید یا اشتیاقی نشان میدهند؟
درس خواندن با زندگی مشترکت تداخل ایجاد نمیکند ؟
منظورم اینست که بیا ی بچسبی به درس شوهر را فراموش کنی اون وقت پایه های زندگیت را شل کنی
اول اینکه بایستی برای زندگیت نیز هدف داشته باشی
خیلی خوب هست که اینقدر شوق ذوق درس خوندن داری اونم بعد از چندین سال زندگی کردن و فاصله انداختن
اگر بتوانی رشته خودت را ادامه دهی چون زودتر به نتیجه میرسی
شغل هم مرتبه سنی دارد اگر هم مطمئن هستی دندان پزشکی قبول میشوی باز هم خوب هست بعد شرایط ادامه دادن داری همسرت اجازه میدهد ؟
از زندگی مشترک چیزی عنوان نکردین مشخص هست فرزندی نداری
فرزند داشتن هم مرتبه سنی دارد به این موضوع دقت کن
گذشته ها را فراموش کن به اینده فکر کن تجسم کن که به اون نتیجه که ارزویش را داشتی رسیدی هر صبح این کار را انجام دهید خیلی موثر هست و زودتر موفق میشوی
سلام دوست عزیز ، ممنونم که وقت گذاشتید

نه همسرم با درس خوندن و کارکردن من هیچ مشکلی نداره و از این بابت تو تصمیم گیری آزاد هستم
الان که انقدر ذهنم درگیر هست که نمی تونم به بچه فکر کنم باید یه نظمی به زندگیم اهدافم بدم و به ؟؟آرامش برسم بعد بهش فکر کنم
من الان مشکلم اینه نمی تونم تصمیم درستی بگیرم و از این که تو این سن بخوام تصمیم اشتباهی داشته باشم میترسم و اینکه برای بالابردن اعتماد به نفسم چه کنم و هم چنین کم رویی ، واقعا هرروز بابت این دو مورد دارم عذاب میکشم خیلی هم راجبش تو نت سرچ کردن و هم مطالب این سایت رو خوندم اما تاثیر زیادی واسم نداشته ، از اون طرف هم میدونم که فکر کردن به گذشته درست نیست اما چون بارها خودمو بخشیدم و گذشته رو گذاشتم کنا و رفتم سراغ برنامه هام اما باز برگشتم به نقطه شروع ، خب این خیلی بده الان دیگه حس میکنم باز هم شروع میکنم اما باز با یه تلنگر برمی گردم سراغ خاطرات گذشته م خیلی دوست دارم در زمان حال زندگی کنم اما نمیشه اصلا آرامش ندارم صبح تا شب انقدر ذهنم درگیره و پریشونه رو هیچ کدوم از کارام تمرکز ندارم و شب هم خواب آرومی ندارم

دوستان لطفا وقت بذارید و راهنماییم کنید دارم بیهوده جلو میرم و این عذابم میده

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط اسما@ نمایش پست ها
سلام
از همسرت نگفتین ایا راضی هستن شما تحصیل کنید یا اشتیاقی نشان میدهند؟
درس خواندن با زندگی مشترکت تداخل ایجاد نمیکند ؟
منظورم اینست که بیا ی بچسبی به درس شوهر را فراموش کنی اون وقت پایه های زندگیت را شل کنی
اول اینکه بایستی برای زندگیت نیز هدف داشته باشی
خیلی خوب هست که اینقدر شوق ذوق درس خوندن داری اونم بعد از چندین سال زندگی کردن و فاصله انداختن
اگر بتوانی رشته خودت را ادامه دهی چون زودتر به نتیجه میرسی
شغل هم مرتبه سنی دارد اگر هم مطمئن هستی دندان پزشکی قبول میشوی باز هم خوب هست بعد شرایط ادامه دادن داری همسرت اجازه میدهد ؟
از زندگی مشترک چیزی عنوان نکردین مشخص هست فرزندی نداری
فرزند داشتن هم مرتبه سنی دارد به این موضوع دقت کن
گذشته ها را فراموش کن به اینده فکر کن تجسم کن که به اون نتیجه که ارزویش را داشتی رسیدی هر صبح این کار را انجام دهید خیلی موثر هست و زودتر موفق میشوی
سلام دوست عزیز ، ممنونم که وقت گذاشتید

نه همسرم با درس خوندن و کارکردن من هیچ مشکلی نداره و از این بابت تو تصمیم گیری آزاد هستم
الان که انقدر ذهنم درگیر هست که نمی تونم به بچه فکر کنم باید یه نظمی به زندگیم اهدافم بدم و به ؟؟آرامش برسم بعد بهش فکر کنم
من الان مشکلم اینه نمی تونم تصمیم درستی بگیرم و از این که تو این سن بخوام تصمیم اشتباهی داشته باشم میترسم و اینکه برای بالابردن اعتماد به نفسم چه کنم و هم چنین کم رویی ، واقعا هرروز بابت این دو مورد دارم عذاب میکشم خیلی هم راجبش تو نت سرچ کردن و هم مطالب این سایت رو خوندم اما تاثیر زیادی واسم نداشته ، از اون طرف هم میدونم که فکر کردن به گذشته درست نیست اما چون بارها خودمو بخشیدم و گذشته رو گذاشتم کنا و رفتم سراغ برنامه هام اما باز برگشتم به نقطه شروع ، خب این خیلی بده الان دیگه حس میکنم باز هم شروع میکنم اما باز با یه تلنگر برمی گردم سراغ خاطرات گذشته م خیلی دوست دارم در زمان حال زندگی کنم اما نمیشه اصلا آرامش ندارم صبح تا شب انقدر ذهنم درگیره و پریشونه رو هیچ کدوم از کارام تمرکز ندارم و شب هم خواب آرومی ندارم

دوستان لطفا وقت بذارید و راهنماییم کنید دارم بیهوده جلو میرم و این عذابم میده