سلام
اول باید نگرش خودتونو نسبت به خودتون تغییر بدید.افکار منفی تو بدن آدم سم تولید میکنه وشماهم معلومه که یکسره فکروذکرتون غم وغصه ومنفی بافیه.
هرچقدر شما تاکید کنید رواینکه من بدبختم من هیچی ندارم من ترسوام من خجالتی ام و...مطمئن باشید این تلقین هاکه باتاکید همراهه این صفات رودرشما تقویت میکنه وبه این باور میرسونتتون که شما به هیچ دردی نمیخوریدوگوشه گیر منزوی وافسرده میشین.
اینکه دانشجواید وکمک خرج خونه هم هستید خیلی خوبه.معلومه که نسبت به خیلی چیزها بی تفاوت نیستید.امااینکه رو آوردید به سیگار رو درک نمیکنم!!اینطوری باکوچکترین مشکلی همه باید سیگاری بشن چون هیچکس تو این دنیا نیست که غم وغصه وناراحتی نداشته باشه.
یکی از آشناهای ما تقریبا میشه گفت مثل شما بود،کمک خرج خانواده بود وروابط اجتماعی ومعاشرت خوبی هم نداشت.ایشون کامپیوتر داشتن گوشی هم داشتن اما همه رو گذاشتن کنارو درسشونو خوندن وبهترین دانشگاه روزانه قبول شدن تورشته مهندسی مکانیک.بدون هیچ کلاس رفتن وآزمون دادنی.فقط تواتاقشون درس میخوندن.
حتی برای کارشناسی ارشد هم یه دانشگاه روزانه خوب قبول شدن والان وارد یه شغل بادرآمدعالی وشان اجتماعی خوب شدن وپدرومادرشون بهشون افتخارمیکنن.حتی اعتماد به نفسشون خیلی تقویت شده وآدم از معاشرت باهاشون لذت میبره.
چرا؟؟چون ایشون خودشونو دست کم نگرفتن وبایه اراده ی قوی سعی کردن آیندشونو خوب بسازن.پدرومادرشون هم الان خیلی به فکر ازدواج پسرشون هستن.
مطمئن باشید اگه شما بااین روحیه واعتماد به نفس به قول خودتون صفر به زندگیتون ادامه بدید بعدها شاید برای ازدواج هم خدایی نکرده به مشکل بربخورید.چون صدرصد خانوم ها از آقایونی ضعیف النفس وکم اراده که تاچیزی میشه سریع میره سراغ سیگار به شدت فراری ان.
اولین قدم خودتون باید به خودتون کمک کنید ،خودتونو باورکنید وبه خودتون بگید من ترسو نیستم من بدبخت نیستم من خجالتی ومنزوی نیستم وبااعتماد به نفس درستونو بخونیدوامیدداشته باشید که درآینده میتونید به وجه اجتماعی خوبی برسید.همیشه به پدرومادرتون احترام بذارید وبه خدا توکل کنید وبعد از تلاشتون همه چی رو بسپارید دست خداتا به بهترین صورت جوابتونوبده.مطالعه فراموش نشه.
امیدوارم بقیه دوستان بهتر راهنماییتون کنن .









علاقه مندی ها (Bookmarks)