سلام....خانم مهستی راستش اهنگ کلامتون خوب نبود ومن دلگیر شدم....
یه جمله رو هم اصلاح کنم فکر کنم درست متوجه نشدید....من الان یکم کار نمیکنم....الان استخدام یه ارگان دولتی ام و خیلی کار میکنم در حد کوزت....
تازه اگه بگم مربی یه رشته ورزشی هم هستم و یه کار کوچولو دیگه دارم فکر کنم منو از تالار شوت کنید....
من فکر میکنم ما ها یه مدل زندگی طراحی کردیم و دوست داریم همه مطابق اون باشند...یه قالب از پیش تععین شده...یکم کسی ازون تخطی کنه فورا کلید اقتدار مرد دکتر حبشی رو توصیه میکنیم....
+++
خب من با استادم صحبت کردم...ایشون علیرغم اینکه دوست داشت با هم ادامه بدیم ومنو کمک کنه در این راستا ...اما پیشنهاد داد یه دو سه سال استپ کنم....حرف خوبی زد : گفت دکترا هدفش دادن تز و انجام فعالیت های پزوهشی که تو داری تو شرکتتون انجام میدیو..اگه هدفت مدرک نیست....هم.ون فرمون رو برو...
البته دوست داشتم همسرم هم این جمله ها رو میگفت....البته بنده خدا به زبون خودش گفت ها ولی مفهوم نبود...
++++
این بود انشای من....مثل این فیل هندی ها همه چی به خیر و خوشی تموم شد...
++++
اما از همه این حرفا گذشته چطوری بین خواسته های خودم و اون چیزی که ازم انتظار میره تعادل ایجاد کنم...
شاید یه تایپیک جدید بزنم...
+++++
خوشحال میشم ار تجربیاتتون بگید....من خیلی از گفته های شما نکات خوبی پیدا کردم
منو با زوایای پنهانم اشکار کردید....
هیچ چیزی ترسناک تر از اون زوایای پنهان نیست.....