دختری که دور از خانوادش زندگی کنه دور از پدر مادرش ازدواج خوبی نمیتونه داشته باشه...
همه اینو میدونن و پذیرفتن. اگه قرار باشه جواب تلفن کسیو ندم و فرار کنم و دور از پدر مادرم باشم که میشم یه موجود منزوی!
حداقل اینجا تو شهر خودمون برام کار هست. دوتا آشنا هست که بهانه ی اونا از خونه بزنم بیرون. تو یه شهر غریب فقط با برادرم که اونم صبح تا شب سرکار میره چکار کنم؟
چه بخوایم چه نخوایم قضاوت غلط مردم میتونه تو سرنوشت من اثر بذاره. اینجا تهران نیست که دختر بتونه تکی بره جدا زندگی کنه. اصلا پذیرفته نیست.
راه حل فرار نمیخوام.
بهم راه سازش رو یاد بدین. یادم بدین چطور کمک کنم به والدینم که در نهایت به خودم کمک شه....
دیگه نمیخوام فرار کنم!








علاقه مندی ها (Bookmarks)