سلام
بببینید اکثر مشکلاتی که شما گفتین ریشه در خود بینی داره
قبول دارم این چیزهایی که گفتین مسلما وجود داره ولی تا حالا رابطه ای پیدا نشده که توش مشکل نباشه
در مقابل رابطه هایی هم هست که دوطرف یا حداقل یک طرف مهارت بالایی داره برای رسوندن زندگی اش به حد مطلوب...
به نظر من کسی که ازدواج میکنه دیگه با خود خواهی باید خداحافطی کنه خودم ازدواج رو بیشتر برای همین میخواستم نیاز دارم عاشق یکی باشم
از خواسته های خودم خسته شده بودم این که خواسته هام حول خودم بگرده ...
ازدواج یه تمرین بزرگه برای بزرگ شدن البته هیچ وقت منظورم نادیده گرفتن خودت نیست .این ها تضاد هایی هستن که به یه نقطه وحدت میرسن
از خودت میگذری ولی خیلی به خودت اهمیت میدی اولویتت شوهرته ولی خودت در اولویتی از خیلی چیزها میگذری ولی خیلی شادی ...
این ها جز با عشق و خواستن بوجود نمیاد تا وقتی که دست از منافع خودت نکشی
(بازهم منظورم ندید گرفتن خودت نیست )
قضیه همین بیته :
در خلاف آمد عادت به طلب کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم
برای چیزی که میخواستم بگم این تاپیک رو بخونید
http://www.hamdardi.net/thread-11160.html
وقتی بچه میاد روحت باید بیشتر کش بیاد حالا خودت شدی یک سوم داستان .
این مشکلاتی که شما گفتین نیاز به مهارت داره نه جدایی عزیزم
به نظر من راحت بودن افتخار نیست ساختن یه خانواده و حفظ اون بزرگترین نعمتیه که میتونی داشته باشم .
یعنی اساس افرینش همینه .
حالا شما بجای اینکه این همه توانایی و قدرت ذهنتون رو صرف فکر درباره جدایی و اینکه راحتی تون رو ازدست دادین بکنین برین تمرین جرات مندی کنین
یاد بگیرین چطور با همسرتون تعامل کنین
محبت و ناز بزرگترین ابزاری هست که خانم ها دارن و قوی ترین و لجوج ترین مردها رو هم میتونن نرم کنن
ابراز قدرت جلوی مرد جواب نمیده شاید موقتا بتونی مجبورش کنی خواسته ات رو انجام بده اما به تدریج اون اساس رابطه مرد قدرت مند و زن لطیف بهم میریزه و اینجاست که دیگه هیچ حسی بینشون نیست .
البته این ها نیاز به تعادل داره گاهی تو زندگی این ها جواب نمیده و باید جدی پی حقت رو بگیری اما بازهم نه جدایی !
کاش این طلاق نبود اون موقع چقدر ذهن هامون خلاق تر بودند و چه راه حل هایی که به ذهنمون نمیرسید .
این تاپیک رو هم مطالعه کنید ببیند چقدر به زن مورد نظر نزدیکین؟
http://www.hamdardi.net/thread-23419.html









علاقه مندی ها (Bookmarks)