سلام
اگه در شرایط دلتنگی و فقط برای درد دل نوشته باشید، ما هم بهتره شنونده باشیم. چون آدم وقتی درد دل می کنه، جملات رو سنجیده انتخاب نمی کنه، شاید حرفایی بزنه که جزء باورهاش نباشن یا حتی متناقض باشن، چون منظورش از حرف زدن اینه که بگه "من غمگینم"، و فقط کسی رو می خواد که این رو "بفهمه".
شاید من دقیقا غم شما رو نفهمم، اما غم رو می فهمم، البته هم حسی نوشتاریم خوب نیست؛ با توجه به اینکه مدت زیادی از ارسال پستتون گذشته، امیدوارم حالا شاد باشید.
بنابراین پستتون رو موشکافی نمی کنم، مثلا نمی نویسم: انگار شما درک درستی از پیوند زناشویی و ملزوماتش ندارید:
در مورد اینها هم چیزی نمی گم:
و همینطور در مورد این:
اما فقط یه چیزی رو بگم. اگه این حال بد شما تثبیت شده و پایداره، مربوط به ازدواج نکردن نیست. شما اگه ازدواج هم کنید، بعد از یه مدت حالتون همین می شه. تجرد فقط یک عامل بوده، اگه الان همسر و بچه داشتید، هرعامل دیگری می تونست شما رو به همین حال بندازه.
می گن این نتیجه ی یک تحقیق علمیه: فرض کنیم میزان شادی رو از یک تا 10 درجه بندی کنیم. اگه میزان شادی یک فرد مثلا x باشه، و یه اتفاق خیلی خیلی بد براش بیفته، میزان شادیش خیلی افت می کنه، اما بعد از شش ماه تا یکسال و نیم دوباره برمی گرده به همون x. و اگه یه اتفاق عالی براش بیفته، میزان شادمانیش خیلی بالا میره، اما بعد از شش ماه دوباره برمی گرده به همون x.
(امیدوارم اعداد رو درست به خاطر آورده باشم).
پس اگه این حال در شما باثباته، یه فکر اساسی براش بکنید. و بدونید که تازه الان کلی خوش به حالتونه که ازدواج نکردید و این حال فقط خودتون رو متاثر کرده، لازم نیست نگران واکنش های همسرتون باشید.
-------
خونواده دختر که تماس نمی گیرن بگن بیاید. خونواده شما باید تماس بگیرن و نظرشون رو بپرسن.
اینطور نیست که همه دخترها قصد ازدواج نداشته باشن، اگه همه دارن به درخواست خواستگاری شما جواب رد می دن، ایراد از خواستگاری کردن شما یا خونوادتونه.
-------
چه جمله قشنگی.
درسته، هیچکس تنها نیست. چون ما واقعا اصلا تنها نیستیم....... این میلیارها سلول هم، به علاوه ی بیلیاردها به توان بیلیاردها چیز دیگه، نشونه ای از تنها نبودن ما هستند.











علاقه مندی ها (Bookmarks)