ممنونم باغبان گفته ها و راهنمایی هاتون عالی بود تو این چن روز شما اولین کسی بودید تواین انجمن که باورم کردید.شوهرم بعد از دعوایی که اوایل داشتیم ودرخواست طلاق من خیلی ترسید که بازم زندگیش بهم بریزه واسه همین باخواهرم خیلی سرسنگین برخورد میکرد وتواین چن سال بعد ازون دعوامون هیچ مشکلی از طرف شوهرم نمی بینم ولی خواهرم ول کن این قضیه نیست وحتی با اخطارهای غیر مستقیمی که بهش میدم نمی تونه درست رفتار کنه ...طوری که اگه فرد غریبه ای رفتار و برخوردش و ببینه میفهمه که معمولی نیس واینو حتی عمه هامم متوجه شدن که من انکار کردم بخاطر ابروی شوهرم وخواهرم وگفتم فقط خیلی باهاش صمیمی بوده قبلا و واسه همینه...حس میکنم این رفتارهای خواهرم فقط با ازدواجش حل میشه..تو روخدا واسم دعا کنین همه چی به روال عادی برگرده...خیلی دردناکه کاش به جای خواهرم یه فرد غریبه بود...بعضی وقتها واقعا ازش متنفر میشم وقتایی که شوهرم میاد اون با عجله میره ادکلن میزنه ارایش میکنه ...ولی باز با خودم میگم تنها خواهرمه شوهر کنه خودش از این رفتارهاش پیشمون میشه...از اینکه با برادرمم حرف بزنم دودل شدم که نکنه ازم لجش بگیره وبدتر شه وزندگی مو بریزه بهم خلاصه حس میکنم تویه باتلاقم که بهر طرف برم باز گیرمیکنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)