سلام دوستان
هم ازتون متشکرم، و هم خوشحالم که در جمع انسان های فهیمی مثل شما هستم.
هر انسانی که تلاش می کنه به قول باغبان با زندگی و اتفاقاتش دوست بشه، کم کم تبدیل می شه به یه سرزمین سرسبز. و بادها به خواست خدا از سرزمین های سبز به سرزمین های خشک می وزند.
این سیستم به چشم های من خیلی زیباست. واقعا دوستش دارم، چه خودم خشک باشم چه سبز.
و اما من،
مدیرهمدردی از یادآوری به جای شما و سایر دوستان متشکرم، من دارم عملگراتر از قبل زندگی می کنم. و با وجود اینکه اخیرا زندگیم شلوغ تر شده، اما کمتر سختگیری می کنم. البته این رویکرد یکی دو ساله که شروع شده و سعیم بر اینه که بصورت آگاهانه گسترشش بدم، تا یه وقتی تبدیل به اخلاقم بشه.
در حال حاضر خیلی کارها هستند که باید انجام بدم، کتاب از حال بد به حال خوب رو بخونم و تمریناتش رو انجام بدم، تاپیک های شما مثل تمرین صبور بودن رو دوباره دقیق تر بخونم، تاپیک هوش هیجانی و اون فایلی که بهش پیوست شده، این کارگاهی که زندگی خوب جلساتش رو گذاشته، و تست ها و مقالات مربوط به ازدواج و شناخت طرف مقابل. اما در عین حال اون کار اصلیه رو فکر می کنم دارم انجام می دم: تحلیل وقایعی که برام چالش برانگیز می شن، از نظر احساس و فکر و رفتار. همین یعنی دارم عملگرایی می کنم، درست؟خیلی هم گیر نمی دم که حتما باید بنویسم، گاهی فقط توی ذهنم مرور می کنم.
الان چیزی که متوجه شدم اینه که بهتر از قبل می تونم احساساتم رو از هم تفکیک کنم.
اما در مورد تمرکززدایی از احساسات، این درسته، ولی باید در کنارش کارهای اساسی تری هم انجام داد. من دارم سعی می کنم هم روی دیدگاه ها و افکار غیرارادیم کار کنم که مشکل بصورت اصولی برطرف بشه، و هم در حین برافروختگی احساسی همین راهکار شما رو بکار بگیرم.
آقای محمدرضا و بی نهایت جان، راجع به پست های شما حرف دارم، بعدا می نویسم.
آقای باغبان شما یه وقتی نوشته بودید که روی هوش هیجانیم کار کنم، توصیه به جایی بود، مرسی.
زندگی خوب ممنون از کارگاهی که معرفی کردی.
آقای حسینی با دیدگاهتون موافقم، مرسی.
دوستان من فکر کنم در زمینه درک و مدیریت هیجانات یه سری استعدادهای نهفته دارم... حالا یه هوش هیجانی ای بسازم کــــــــــــــه ....








خیلی هم گیر نمی دم که حتما باید بنویسم، گاهی فقط توی ذهنم مرور می کنم.

علاقه مندی ها (Bookmarks)