دوباره سلام
ملکای عزیزمیدونم رفتارهای خواهر شوهرت بد هست خیلی هم بده
همسر شما توی این فرهنگ بزرگ شده و این موضوع به نظرش عادی میاد
جدا شدن از این فرهنگ زمان میبره
نشان دادن حساسیتت فقط باعث جبهه گیری بیشتر شده چون شوهر شما به این موضوع منطقی نگاه نمی کنه یعنی با منطق شما و بقیه آدمای عادی نگاه نمی کنه با منطق خودش می بینه همه چیزو
خواهر شوهرت چند سالشه؟
شما که نوشتی به طلاق فکر می کنی خوب حالا فکر کن طلاق گرفتی یه مدت خودت با خودت سرگرم باش فکر کن این همسر نیست حداقل مواقعی که میره خونه مادرش اینا فکر کن طلاق گرفتی و اون همسر رو نداری
باید سعی کنی انقدر توی قلب همسرت جا داشته باشی که حتی اگر منطقش بگه خواهرش درست رفتار می کنه فقط به خاطر حساسیت شما جوری رفتار کنه که شما آسیب نبینی راهشو پیدا کن
با نشون دادن این حساسیت شما فقط داری از شوهرت دورتر میشی و اونو به سمت خواهرش سوق میدی در مورد خواهرشوهرت فکر کن یا یک آدم دیوانه طرف هستی فکر کن از روی دیوانگی یه حرفی زده و بقیه برای اینکه ناراحتش نکنن چیزی بهش نگفتن گاهی لازمه آدم وقایع رو یه جور دیگه ببینه تا اعصاب خودش راحت باشه
یه مدت مثلا شش ماه فرض کن هدفت فقط نزدیک کردن شوهرت به خودت هست هر کاری فکر می کنی لازمه انجام بده چون بازه زمانی مشخص می کنی عذابی که توی این مسیر می کشی برات قابل تحمل تره
شرایط خوبی نیست فقط باید یه جوری راه مدیریتشو پیدا کنی
پرواز کن آنگونه که می خواهی
وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
ویرایش توسط فکور : پنجشنبه 02 دی 95 در ساعت 15:10
علاقه مندی ها (Bookmarks)