تشکرشده 287 در 117 پست
نیلوفر:-) (جمعه 03 دی 95)
تشکرشده 381 در 176 پست
سلام عزیزم ممنون از جوابت
با همسرم رفتیم دو جلسه که جلسه اول یه تست ازمون گرفت و به من گفت تو غمگینی . گفتم خوب آره هستم اگه نبودم که نمی اومدم مشاوره و شروع کرد به خوندن جواب تست که اونم مثلا از 10 تاش 5 6 تاشو قبول داشتم مثلا 60 درصد به نظرم درست بود . بعد گفت با دکتر روانشناس حرف می زنی روزای دوشنبه هستش گفتم دوشنبه ها کلاس دارم تا دیر وقت گفت اشکال نداره تا 10 شب هستش شاید مجبور باشی قرص بخوری اما چیزایی که خوند به نظرم انقدر حاد نبود که قرص بخورم چون در مقایسه با پارسال بی خیال تر هم شده بودم فشار کاریم کم شده و اضطرابمم بهتر شده . گفتم داروی شیمیایی مصرف نمی کنم سرما هم بخورم با آبلیمو و عسل درمان می کنم حتی . اما گفت چه اشکالی داره مگه چی می شه قرص بخوری بعد با شوهرم جدا صحبت کرد و یه فیلمی بازی کردن که حال شوهرت خیلی خرابه احتیاج داره قرص بخوره بیشتر از شما حتی منم باورم شد و خداییش دو روز ناراحت بودم به خاطر شوهرم نه خودم تا اینکه شوهرم گفت با هم تبانی کردن اینجوری بگه که من قبول کنم برم پیش دکتر . خیلی بدم اومد از این حرکتش انگار با یه جانیه دیوونه طرفه. منم رفتم پیش دکتر گفت ورزش می کنی گفتم هفته ای یه بار تو خونه اگه وقت کنم هر روز هم 30 دقیقه پیاده روی می کنم . گفت گریه می کنی گفتم با فیلمای رمانتیک آره شاید . گفت تپش قلب داری گفتم نه شاید موقع ارائه درسی یا چیزایی از این دست اینم از بچگی داشتم . بعد خود دکتر گفت با خودت قرار گذاشتی هرچی گفتم بگی نه اوکیه و ... اما خداییش اینجوری نبود .
قبول دارم به شوهرم زیاد گیر دادم اما اونم کم انتقاد نمی کرد ازم و کلا انتقاد کردن و دروغ گفتنش اذیتم می کرد که رفتیم پیش مشاور بعد برای یک ماه قرص نوشت که اومدم خوندم عوارضش زیاده و خورد و خوراک و خواب آدم رو به هم می زنه . از طرفی احساس می کنم دکتر ها فکر می کنن من دروغ می گم که اصلا اینطور نیست بدبختانه به تستشون بیشتر از خود فرد اعتماد دارن . مثلا تو جواب تست اومده بود اگه پول نداشته باشی حاضری گرشنه بمونی یا پیاده بری خونه اما از دوستت پول نگیری در صورتی که دقیقا روز قبل مورد مشابه پیش اومده بود که شوهرم شاهد بود براش تعریف کردم پول پارکینگ نداشتم رفتم از یکی از هم کلاسی هام قرض کردم روز بعد هم بهش دادم . بعد در نهایت آخر تست هم گفته بود آدمی هستی که هیچی رو قبول نداری . خوب این خیلی کلیه و اگه به جواب تست اعتراضی هم می کردم می گفتن توی تست اومده .
یه شوهرم می گم مشاور رو عوض کنیم می گه هیچکسو قبول نداری تو تست هم اومده بود این دوره درمان رو کامل کن بعد مشاور رو عوض می کنیم
یعنی یک ساعت با مشاور حرف زدم و علتای ناراحتیم رو گفتم و اینکه گفتم کار خونوادشو فراموش نمی کنم اما کاریم به کارشون ندارم شوهرم در مورد بعضی مسائل دروغ می گه آخرش برگشته می گه تو هیچی رو فراموش نمی کنی بهت توهین کنن ناراحت می شی و ... خوب به نظرم اینا طبیعیه من که نمی تونم یکی می زنه تو گوشم برگردم ببوسمش تشکر کنم و چون این کارو نمی کنم بگن باید قرص بخوری .
خانم مهندس عزیز . اولی متخصص ازدواج بود دومی هم دکتر روانشناس که آدم معروفی هم هست اسمش رو زیاد شنیده بودم
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)