سلام z.f جان
خوشحالم که بالاخره تکلیفت مشخص شد
صبر خیلی زیادی داشتی ، و واقعا صبور بودنت رو خیلی می پسندم
در اینکه خودت این حرف رو زدی و پیشنهاد رو دادی نگران نباش، بالاخره این اتفاق می افتاد ، آرامش خودت رو حفظ کن
در بین بزرگترها که رفتید ، اول بزار اونها حرفشون رو کامل بزنند، اگه همسرت هم حرفی داره بزنه و سعی کن با دقت گوش کنی
ببین خواسته و مد نظر او چیست ؟ اگه توی اون جلسه احساس کردی که باز راهی هست و همسرت سعی داره که زندگیش رو اصلاح کن ، وقت بده اما اگر دیدی با قاطعیت راجع به نبودن این زندگی صحبت می کنه از عدم رابطه زناشویی یکسال و نیمت بگو ، از عدم توجه و ... امیدوارم هر جوری که پیش میاد خوب و خیر باشه برات








علاقه مندی ها (Bookmarks)