با سلام و احترام
وقتی وابستگی احساسی پیش بیاید، همه منطق انسان در جهت آن احساس به انحراف می افتند.
اینکه اکنون شما به صورت منطقی توجیه می کنید به طوری که این وصلت احساسی انجام شود دور از انتظار نیست. تقریبا همه ارتباطاهای احساسی همین مسیر را طی می کنند. و البته وقتی به ازدواج ختم شود یکباره با فروکش کردن احساس، منطق شما هم آزاد می شود. آنگاه منطق شما دقیقا همین حرفهایی را به شما می زند که این کاربران تالار هم اکنون به شما می زنند.
لذا یک راه اینست که به جای توجه به حرف کاربران و مشاوران، به احساس خودتون تکیه کنید. و به منطقی از خود توجه کنید که اکنون اسیر احساساتتون هست و حرفهایی می زند که احساس شما خوشش بیاید. در این صورت ازدواجی شکل می گیرد و درگیری ها و احتمالا طلاق سرانجام آنست.
یک راه هم اینست که متوجه شوید شما درگیری احساسی پیدا کرده اید. و اکنون منطق شما آزاد نیست تا استدلالهای دقیق بکند. لذا از منطق دیگران استفاده کنید. این دیگران می توانند والدین شما باشند، مشاوران متخصص باشند. یا دوستان فرهیخته ای که خودشان ازدواج خوبی دارند.
آنگاه یک نکته در راهنمایی همه آنها مشترک هست و آن اینکه چنین فردی مناسب شما نیست. چون معتاد به رابطه هست و این برای آینده زندگی شما خسران بزرگی هست.
=======
پاورقی:
لینکهایی که احتمالا می تواند دقت در آنها به شما کمک کند:











علاقه مندی ها (Bookmarks)