به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20

Threaded View

  1. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 دی 97 [ 18:42]
    تاریخ عضویت
    1395-10-20
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    2,250
    سطح
    28
    Points: 2,250, Level: 28
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    35

    تشکرشده 87 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط عشق آفرین نمایش پست ها
    سلام. نیلوفر جان واقعیت اینه که نه مهریه، نه حق طلاق، نه مراسم و شرط و شروط و هیچکدام زندگی رو بیمه نمیکنه. اون چیزی که زندگی رو بیمه میکنه سرمایه گذاری بر اهداف غنی ازدواج و اجرایی کردن اصول صحیح زندگیست.
    درک می کنم که هر دختری دوست داره مانند یک ملکه ازدواج کنه، مجلل و با شکوه. اما آیا شما بطن آرامش و شادمانی زندگی رو نادیده گرفتین و به دنبال ظاهرش هستید؟ این آمال دقیقا مانند یک قصر یخی مجلل هست که به محض اینکه آفتاب حقیقت بهش بتابه، آرام آرام ذوب و از نظر ناپدید میشه.

    شما دچار خطای شناختی شدین و این سوء تفاهماتی رو براتون ایجاد کرده.

    1. همسر شما نخواسته شما رو مفت و مجانی به دست بیاره، بلکه مارگزیده از ریسمون سیاه و سفید میترسه! ایشون یک بار تاوان مهریه سنگین رو دادن. تاوان عروسی مجلل رو دادن. به همین دلیل عبرت شده براشون که واقع بینانه به این مسئله نگاه کنند. ضمن اینکه ایشون به تصور و تفکر خودشون یک بار چنین خرج هایی داشتن. نمیتونن مجددا به شکل کلانی سرمایه بذارن، پس کی برسن توشه ای برای آینده شون پس انداز کنن و رفاه شما رو تامین کنن؟ این زرنگی نیست. این تدبر هست و اتفاقا یادآوری می کنند که بگن اون خرج ها تاثیری بر خوشبختی شون نداشته نه اینکه دل شما رو بسوزونند! البته به نظر میاد در این زمینه کمی بی مهارت هستند که بد نیست به نرمی عنوان کنید تمایلی به شنیدن مسائل مربوط به ازدواج پیشینشون ندارید و خودتونم کنجکاوی نکنید!

    2. شما خودتون رو با همسر سابق ایشون مقایسه می کنید. این مقایسه صحیح نیست. جایز هم نیست! او این چیزها رو برای شروع زندگی مشترکش با اهمیت می دانسته و شما با اهمیت نمیدونستین، لذا مطالبه هم نکردین یا قابل چشم پوشی بوده. مثلا برای شما حق طلاق مهم بوده که گرفتید. دیگه اینجا جایز نیست مقایسه کنید. ضمن اینکه علاوه بر این که باید به این مسائل قبل ازدواج فکر میکردید، بایستی این ارزیابی رو هم از خودتون می داشتید که آیا توانایی این رو دارید فارغ از قیاس خود با همسر سابقشون به شروع این زندگی بله بگید یا خیر.
    این افکار شما رو به چه نتیجه ای میرسونه؟ وقت و انرژیتون رو بذارید رو اینکه زندگی مشترک باشکوهی بسازید. هیچوقت جزء کل رو در بر نمیگیره، اما کل همیشه جزء رو در بر میگیره. یه عروسی با شکوه تضمین کننده شکوه زندگی نیست. اما یه زندگی با شکوه میتونه یه مراسم ساده رو هم در ذهن ماندگار و با شکوه کنه. دیدین آقایون اولین دستپخت خانومشون رو با چه شوق و حرص و ولعی میخورن؟ یه املت نیم سوخته، اولین صبح ازدواج! چون احساس مررررد خونه رو دارن. عشق میکنن با این حال و هوا. حالا خوشمزه بودن یا نبودنش رو در آینده میشه تشخیص داد!
    شما اگه سال اول زندگیتون انرژی نداشته باشی که همه دخترا تو فانتزی هستن، دیگه پنج سال دیگه ... نه بهتره تصورش نکنیم ... بهتره تصور کنیم شما پنج سال دیگه انقدر روی مهارت های زندگی زناشویی وقت و انرژی گذاشتین که هیچکدوم واسه انتظاراتتون دو دو تا چهارتا نکنید و خوشبختیتون منوط به عوامل خارجی نباشه. آمین.
    عشق آفرین عزیز ممنونم از پاسختون.

    شما گفتید که:
    همسر شما نخواسته شما رو مفت و مجانی به دست بیاره، بلکه مارگزیده از ریسمون سیاه و سفید میترسه! ایشون یک بار تاوان مهریه سنگین رو دادن. تاوان عروسی مجلل رو دادن. به همین دلیل عبرت شده براشون که واقع بینانه به این مسئله نگاه کنند. ضمن اینکه ایشون به تصور و تفکر خودشون یک بار چنین خرج هایی داشتن. نمیتونن مجددا به شکل کلانی سرمایه بذارن.
    درسته، مشکل من در حال حاضر همینه دقیقا! احساس میکنم تاوان گذشته ایشون رو من پس دادم و فکر میکنم بی دلیل از چیزایی که خیلی طبیعی همه جای دنیا حق یک زن هست گذشت کردم و تاوان انتخاب اشتباه گذشته ایشون رو پس دادم.
    مورد دوم رو که گفتید مقایسه جایز نیست درست میگید، برای همین هیچ وقت کنکاش نکردم که چیزی بدونم ولی خودشون فرو کردن تو چشم من. وقتی میخواستیم ازدواج کنیم به من گفتند سادگی رو دوست دارند و از مراسم و جشن خوششون نمیاد اصلا، من هم به خاطر خواسته دل ایشون قبول کردم، ۶ ماه بعد از ازدواج گفتن با اون خانم فلان و فلان داشتیم!! خودتون رو بذارید به جای من! خیلی سخته به منفی ها غلبه کنم.
    این افکار دارن خفم میکن، زندگیم مختل شده و به شدت از کارم پشیمون هستم. سالگرد ازدواج و مسافرت و این چیزا هم گذشته رو جبران نمیکنه، مثل ماست مالی کردن هستش. مشکل من در حال حاضر این هست که هیچ راه چاره ای ندارم، این اقا هیچ رفتار بد و منفی ندارن که باهاش صحبت کنم و بخوام خودش رو درست کنه، یعنی این مشکل طوری نیست که حل بشه چون گذشته رفته و من نمیدونم چطور با خودم کنار بیام، چطور این روند رو به نفرت رو متوقف کنم....
    بازم ممنون از راهنماییتون

  2. کاربر روبرو از پست مفید niloofar_aabi تشکرکرده است .

    عشق آفرین (جمعه 24 دی 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. رابطه نامشروع (موضوع فراگیر، راه حلی هست؟)
    توسط رامتین 777 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 اردیبهشت 97, 00:08
  2. پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 تیر 93, 04:32
  3. شروع یک زندگی با شک و تردید؟
    توسط fariborz در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 16 دی 91, 15:59

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.